اين منطقه يعنى حوالى رودخانهء جراحى و سواحل تا بندر ديلم تابع نايب الحكومهء بهبهان است كه خود او نيز زيردست والى فارس مىباشد .
در اين حدود بنادر حقير معشور و هنديان واقع شده است كه اولى از ديرباز نامونشان سابق خود را از دست داده است و بر خليج عريضى واقع شده كه آب رودخانههاى دراك و جراحى به آن مىريزد . اين رودخانه از دراك يا فلاحيه ( شادگان ) كه حد شرقى بنى كعب است جارى است و در مسير فوقانى خود جلگهء رامهرمز را سيراب مىكند . دومى يعنى هنديان انبار محدود تجارت داخلى با بهبهان است و هر دو بندر كار حملونقل بوسيلهء قايقهاى بومى خاصه بغله ( شايد از كلمهء عربى بغل به معنى حمل بار ) « 1 » انجام مىيابد . منسوجات براى پوشاك و خرما جهت خوراك وارد و در مقابل گندم ، ذرت ، ابريشم ، روغن و برنج صادر مىكند .
فرماندارى ايران
در بندر ديلم قسمتى در رشتهء ساحلى ايرانيان و قسمت ديگر عربها اقامت دارند و بعد از تجديد سازمان ادارى سواحل كه با سقوط ظل السلطان در سال 1888 صورت گرفته بود ، اين حدود زير نظر خود امين السلطان صدراعظم قرار گرفت و او نيز حكومت بوشهر را به محمد حسن خان سعد الملك برادر ميزبان مهربانم در شوشتر داده است .
وى حكومت سواحل و جزاير را از ديلم به حدود شرقى ، تا آن سوى بنادر بوشهر و ديلم و جزاير خارك و خاركو ، و همچنين نواحى ساحلى با جزاير و بنادر عمدهء شرقى ، را در دست دارد كه من در اينجا به شرح آن خواهم پرداخت و در شهرها و دهات متعدد ساحلى درآمد گمركى را در ازاى مبلغى به اجاره واگذار مىكند ، و مستأجر معمولا يكى از تجار عمدهء محلى و غالبا يكى از بونياههاى هندو است ، و در نقاط مهمتر مأمورانى هم از طرف دولت گماشته مىشوند .
خود سعد الملك با جبروت تمام در يگانه كشتى بحريهء ايران « پرسپوليس » گاهى حدود و حوالى ساحلى را كه زير فرمان اوست سركشى مىكند ، و در هر
هامش
( 1 ) - بغله و بغل در عربى بمعنى استر يا قاطر است .