رأس مسندم واقع شده است و از اين دماغه به سمت شمال غربى تا مصب شط العرب امتداد دارد و اجمالا مىتوان گفت كه در اين حدود طولانى اقوام عربى اقامت دارند كه يا به كلى مستقلاند و يا كموبيش تحت حكومت عثمانى ، و اكنون تابع ولايت بصرهاند و بهمنظور مزيد ابهت و جلال اين حكومت جديد چند سالى است كه از حكومت بغداد جدا و داراى پاشاى عليحده شده و اين اقدام با نظر خاص دولت عثمانى نسبت به دعاوى آنان دائر به حق خلافت در سراسر عربستان « 1 » توأم گرديده است .
بواسطهء تجارت عمدهاى كه بين دو ساحل شمالى و جنوبى خليج هست و گاهى نيز اظهار دعاوى ايران دربارهء حق دخالت در سواحل جنوبى و رويهء رقابتآميز و حتى منافع متضاد ايران و عثمانى در شط العرب و وضع ارتباط انگلستان درقبال همهء اطراف و جوانب كار اعم از ايران يا عثمانى يا طوايف عرب بحثى را هم در باب كرانهء جنوبى حتى در كتابى كه فقط راجع به ايران است مانند امعان نظرى دربارهء كرانهء شمالى ايجاب مىكند . ترتيبى را هم كه در اين زمينه اختيار خواهم كرد ، تابع جريان سفر مراجعتم از محمره خواهد بود و از آنجا بررسىام از حدود ساحلى ايران شروع و هرجا كه تا گواتر در بلوچستان شخصا بازديد كردهام توصيف و از اين نقطه به سمت ديگر خليج تا مسقط عبور خواهم كرد و ضمن عطف توجه به آن سامان خليج در كرانههاى عربستان تا فاو پيش خواهم رفت و بدينترتيب سيروسفرم در گرداگرد خليجفارس انجام خواهد گرديد .
بندر معشور ( ماهشهر ) و هنديان
در فصل پيش شرحى راجع به ولايات جنوب غربى و وضع فعلى آن و سرنوشت متزلزل طوايف كعب كه روزگارى كموبيش استقلالى داشتند و در كرانههاى شط العرب و بهمنشير در مشرق محمره سكونت دارند بيان كردم . شيخ مزعل خان هنوز اسما در انتهاى غربى اين ناحيه از اختياراتى برخوردار است ، ولى رفتهرفته تسلط والى خوزستان بر او بيشتر مىشود . حوزهء شرقى
هامش
( 1 ) - بصره ابتدا در سال 1875 ولايت جداگانه شد . در سال 1880 به بغداد ملحق گرديد ، ولى در سال 1884 باز وضع مستقل يافت كه گمان نمىرود ديگر تغييرى پيش آيد .