فصل بيست و هفتم خليجفارس
وضع تاريخى ممتاز خليج
هر شرحى در باب وضع سياسى ايران و راجع به روابط بين اين كشور و انگلستان نوشته شود اگر داستان خليجفارس « 1 » و سهمى كه نمايندگان اين دولت در سرپرستى آن داشتهاند از قلم افتاده باشد به هيچ - وجه كامل و تمام نخواهد بود . اكثريت افراد در انگلستان شايد خليجفارس را دريائى مىشمارند كه سواحل شمالى آن پيوسته در يد اختيار ايران بوده و كرانههاى جنوبى آن صاحب معينى نداشته ، و در آنجا تنها كارى كه مأمور بريتانيا دارد حفظ منافع اتباع و حمايت از تجارت انگلستان است . چنين نظريهاى ، هم بسيار محدود است ، و هم قرين خطا . بهندرت امكان دارد كه نقطهاى در كرهء ارض با اين وضع
هامش
( 1 ) - اين فصل از مطالب منابع سهگانهء ذيل تأليف يافته است : 1 - نتايج بررسى شخصى و تحقيقاتى كه خود كردهام . 2 - تأليفات نويسندگان سابق كه در هرمورد نام مؤلف قيد شده است . 3 - اوراق دولتى و گزارشهاى رسمى كه بسيارى از آنها را احدى از عامه قبلا نديده است . نويسندگانى كه راجع به خليج كتاب نوشتهاند ، زياد متعدد نيستند . من قسمتى از فهرست منابع خود را به نويسندگانى اختصاص مىدهم كه مستقيما يا غيرمستقيم در اين باب مطلبى نوشتهاند .
علاوهبر آثارى كه در اينجا ذكر خواهم كرد شرح قسمتهائى از خليجفارس را در كتابهاى ذيل نيز مىتوان يافت : 1 - از نويسندگان قديم استخرى ، مقدسى ، ادريسى ، ابن بطوطه ، عبد الرزاق ، لودويكودى وارتما . 2 - از ميان نويسندگان بعدى سفرنامهء پوركاسPurchas، پى . دلاواله ، هربرت ، برادران شرلى ، ماندلسلو ، تاورنيه ، شاردن ، تهونوت ، سنسون و لوبرن . 3 - از نويسندگان جديد دوپره ، كىنر ، موريه ، اوزلى ، باكينگهام ، فريزر ، الكساندر ، بىنينگ ، گلداسميد و استك و همچنين گزارشهاى متعدد علمى و رسمى دولت بريتانيا و حكومت هند و نشريات متعدد اين دو كشور .