2 - خليجفارس
بلندپروازىهاى نادر شاه به سواحل شمالى ايران محدود نشده بود . وى دستهء بحرى شامل بيست تا سى كشتى كه در اروپا و پگو و سورات ( هند ) ساخته شده بود در خليجفارس فراهم داشت كه افراد هندى و پرتغالى « 1 » اداره مىكردند . نادر شاه كه از اين اندازه نيرو خشنود نمىنمود ، درصدد برآمد كه در سواحل جنوبى ، مركز كشتىسازى فراهم كند . پس فرمان داد در مازندران الوار تهيه و به جنوب حمل كنند و مىگويند در نظر داشت عدهاى از اعراب دريانورد را براى آموختن فن دريانوردى به سواحل شمالى كوچ و افرادى از مازندرانيها را براى فراگرفتن صنعت كشتىسازى به جنوب انتقال دهد . تنها نتيجهء اين نقشه بدنهء نيمهكارهء كشتىهاى ناتمامى بوده كه تا اوايل اين قرن در حوالى بوشهر وجود داشته است .
كريم خان زند
چندى بعد در همان قرن به سال 1775 صادق خان برادر كريم خان زند كه آن موقع با عنوان وكيل در شيراز حكومت داشت به بصره ، بندر عثمانى لشكركشى كرد . وى كه خود از راه خشكى روانه شده بود دستهاى شامل سى كشتى كوچك از بوشهر و بندر ريگ فرستاد ، ولى اين كشتىها ساخت اعراب بود و كارگر عرب داشت و من از آن جهت به ذكر اين مطلب پرداختم كه تا آنجا كه اطلاع دارم در دورهء جديد اين تنها موردى بوده است كه نيروى ايرانى از طريقى غير از زمين سفت و سخت به راه افتادند .
عهدنامههاى انگلستان و تركمنچاى
هر نقشه و خيالى كه شايد روزگارى دربارهء ايجاد نيروى دريائى در بحر خزر وجود داشته در اوايل اين قرن بنابر مورد عهودى كه بعد از دو جنگ ، بين دولتهاى ايران و روس امضا شد با كمال خشونت از بين رفته است . معاهدهء گلستان منعقد سال 1813 حاوى
هامش
( 1 ) - سى . نيبور مىنويسد چون نفرات ايرانى در كار كشتىرانى اطلاع كافى نداشتند ، نادر شاه ناگزير شد از هنديها استفاده كند كه چون سنى بودند از جنگ برعليه اعراب همكيش خود امتناع نمودند و نسبت به فرماندهان شيعهء خود سركشى و ايشان را كشتار كردند و كشتىها را به يغما بردند . در سال 1761 بقاياى چند تا از اين كشتيها را نيبور در كرانهء بوشهر ديده بود .