مادهاى است كه در عهدنامهء تركمنچاى مورخ 1828 تكرار و تثبيت شده است كه برطبق آن داشتن ناو جنگى در درياى خزر فقط به دولت روس اختصاص دارد و هيچ دولت ديگرى حق ندارد بيرق نظامى در اين دريا بر كشتىها بالا كند « 1 » .
چنين قيد درهمشكنى را هيچ فاتحى بر كشورى مغلوب تحميل ننموده است و امكان آن فقط در مورد ايران - كشورى سخت ناتوان - در مقابل روسيه - دولتى در نهايت اقتدار - بوده است . از اينرو بحر خزر بهصورت درياچهاى روسى درآمده است و قدرت ايران در آن دريا پاك از ميان رفته و حدود شمالى قلمرو شهريارى فاقد وسيلهء دفاعى گرديده است . البته روسيه در مورد ديگر سرمشق متناسبى براى پيروى ايران فراهم ساخته بود ، چون آن دولت علىرغم مواد قرارداد پاريس راجع به درياى سياه آنچه خواسته ، كرده است ، اما ايران زمانهء ما آن اندازه قدر و قدرت ندارد كه بتواند عهدنامهاى را پاره كند و ايرانيان جديد نيز مانند هموطنان ديرين خويش براى خاطر دريا اشتياقى به استقبال از خطر ندارند .
اشغال كردن آشوراده
روسها در استفادهء از حقى كه به شرح فوق داده شده بود قصورى ننمودهاند . هنوز ده سال از تاريخ امضاى عهدنامهء تركمنچاى نگذشته بود كه بهانهاى فراهم و جزيرهء آشوراده را كه در دهانهء خليج استراباد واقع است اشغال كردند و من شرح آن را در يكى از فصول سابق بيان كردم . دولت ايران كه از داشتن كشتىهاى مجهز در درياى خزر ممنوع شده بود براى سركوبى دزدان بحرى تركمن دو كشتى جنگى كوچك از دولت روسيه خواستار شد . تزار با سخاوتى سرشار پاسخ داد كه خود انجام آن كار را برعهده خواهد گرفت و بنابراين جزيرهء آشوراده را اشغال كرد كه از آن پس يكى از پايگاههاى دريائى آن دولت شده است . سپس خليج حسينقلى و چكشلر و چلىكن و خليج بلخان كه همه اسما و يا درواقع جزو قلمرو ايران بود بدست روسيه افتاد . راجع به عجز آشكار دولت ايران ذكر همين نكته بس كه كسى در سفرى ساحلى طى 400 ميل در حدود شمالى ايران حتى با يك كشتى در سراسر اين راه برخورد نخواهد كرد .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به مادهء 5 عهدنامهء گلستان و مادهء 8 معاهدهء تركمنچاى .