و پس از مذاكراتى طولانى و باز بعد از دريافت صورتحساب خريد ، چانه زدنهاى بسيار پرسپوليس كه كشتى بخارى با ظرفيت 600 تن و داراى 450 اسب قوه است ، در ژانويهء 1885 از بندر كشتىسازى برمرهاون بيرون آمد . و با ناوبانها و افراد آلمانى روانهء خليجفارس شد .
با همين كشتى وسايل و ابزار كشتى كوچك ديگرى حمل و در محمره بهم نصب گرديد ، كه همان كشتى سوزا ( شوش ) است . بهاى دو كشتى 000 ، 30 ليره و هزينهء نگاهدارى سالانهء آنها 3500 ليره است . پرسپوليس با چهار توپ 705 سانتيمترى كروپ مجهز مىباشد و در اصل به دو منظور كلى يكى بمباران حدود ساحلى و ارعاب حكام محلى و شيوخ ، و ديگر حمل خرما و مسافران حج ساخته شده ولى نشنيدهام كه تا حال براى منظور ثانوى بهكار رفته باشد ، اما هروقت كه اين كشتى آمادگى بحرپيمائى دارد حاكم بوشهر را كه از نواب امين السلطان است در سواحل خليج از بندرى به بندر ديگر مىبرد ، باروت و گلولههاى خود را مصرف مىكند و با شليك هفده گلوله ترس فراوان در دل و جان افراد و اهالى ساحلى مىافكند و ابهت و عظمت حكومت شهريارى را خاطرنشان مىسازد .
من اين كشتى را در يكى از سيرهاى اتفاقى آن در بندر لنگه بازديد و بررسى دقيق كردم ، چهل تن ايرانى و عرب كارگر داشت و چهار افسر آلمانى هم كه زبان انگليسى را در حوزهء خليج فراگرفته بودند . علاوهبر چهار توپ كروپ دو توپ برنجى براى منظور شليكهاى سلام داشت و همچنين چهل دستگاه تفنگ موزر و شمشيرهاى كوتاه .
وضع داخلى آن كاملا نو بود و طبقهء پايين عرشه بيشتر به يك كشتى راحت مسافرى شباهت داشت نه يك رزم ناو ، بعلاوه دستگاه مخصوص براى اقامت حاكم با اطاق خواب وصل به آن ، اما عاليجناب از آن استفاده نمىكرد و به رسم خاص ايرانى ترجيح مىداد بر كف زمين بخوابد .
سال پيش پرسپوليس در تعميرگاه خشك بمبئى براى نظافت و تميزكارى توقف كرد ، چون در اثر جرمها كه بر پهلو و در زير آن جمع شده بود سرعتش
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٤٧٦