كشتى همايونى
در مرداب انزلى كشتى بخارى محقر و كوچكى با عنوان برجستهء « ناصر الدين شاه » ديده مىشود كه بنابر سفارش خاص ساخته شده بود تا اعليحضرت را در سفر اول اروپا از حدود ساحلى ايران حركت دهد ، ولى حتى همين كشتى سبك شاهى نيز از اجراى مقررات شديد آبهاى تزارى معاف نبوده است .
اين كشتى را كه تا بادكوبه سير كرده بود و بيرق ايران بر آن در اهتزاز بود شليك گلولهء توپ از قلعهء آن شهر سلام فرستاد . ناويان ايرانى كه از آن عمل مرحمتآميز دل يافته بود خرامان جلوتر راند كه باز شليك ديگر به گوش رسيد كه اين بار گلوله به كشتى نزديكتر افتاد و باز فرمانده پيشروى نمود كه شليك سومى او را هشيار ساخت ، پس با عجله بيرق را پايين كشيدند . اين بوده است ميزان نفوذ و سطوت حضرت شهريارى در آبهاى بحر خزر .
خليجفارس
دولت ايران به شرحى كه ديدهايم در حدود شمالى مقيد و محدود شده بود ، گاهى ديدگان آرزومند را به خليجفارس مىافكند ، در همان سامانى كه عناصر متخاصمى بر امواج نظارت نداشتند و آرزوى سيادت دريائى را در خاطرش جلوهگر مىنمود . پس در حدود سال 1865 ناصر الدين شاه به اين فكر درخشان افتاد كه دستهاى شامل دو سه كشتى تشكيل دهد كه كارگرانى هندى يا عرب و ناوبرى انگليسى داشته باشد . دولت انگليس از اين قصد و خيال استقبال ننمود ، چون دليلى داشتند كه در باطن اين نقشه ، مقاصد تعرضى نسبت به خودمختارى جزاير و صيدگاههاى مرواريد بحرين ( ! م ) نهفته بود .
پرسپوليس
سرانجام در سال 1883 اين نقشه بهصورت معصومانهترى تجديد گرديد و از آنموقع پايهء نيروى دريائى جديد ايران گذاشته شده است كه واجد فقط يك كشتى به نام « پرسپوليس » يا تخت جمشيد است . در آن سال فرزند مخبر الدوله « 1 » را به اروپا فرستادند تا براى اعليحضرت ناو جنگى خريدارى كند .
وى كه در آلمان تحصيل كرده بود طبيعى است كه راه آن كشور را پيش گرفت
هامش
( 1 ) - مرتضى قلى خان صنيع الدوله . م .