در غازان ولگا سال قبل از آن ساخته بود ، بدون هيچگونه همدست ، همت بر آن گماشت كه چند كشتى در ساحل گيلان بسازد .
از كوهستان چوب و الوار به كنار دريا حمل كردند و در جستجوى لنگرگاههاى سابق روسى كه از نظر محو شده بود ، براى رفع احتياجات خود به تكاپو پرداخت ، و از پنبه و الياف كتانى لوازم كار فراهم ساخت . تنها كشتى - ساز او يك نفر انگليسى و چند تن هندى و چند نفر هم از روسها بودند كه به دين اسلام درآمده بودند ، و از ميان چند كشتى كه در دست ساختمان داشت يكى را به آب انداخت كه داراى توپ بيست و سه پاوندى بود و با شور و شادى بيرق پادشاهى ايران را بر آن بيفراشتند « 1 » . اين اقدامات با طبع دولت روس بههيچوجه سازگار نبود و آن دولت از وجود نيروى بحرى ايران در درياى خزر سخت ناراضى شد . تجار انگليسى هم از اين جريان نگران شدند ، چون التون براى پيشرفت تجارت انگليس مأموريت داشت نه آنكه با كار خود عزم و غرور زمامدار بااقتدار ايران را دوچندان كند . از اينرو دولت روسيه در نوامبر 1746 با صدور فرمانى تجارت انگلستان را از راه بحر خزر ممنوع ساخت و افراد انگليسى هم كه با التون اختلاف يافته بودند از ايران رفتند ، ولى خود التون فرمان اقامت يافت تا وقتى كه در هرجومرج بعد از قتل نادر شاه به سال 1751 در نزاعى داخلى تير خورد .
با از بين رفتن او و حامى كارش يگانه اقدام ايرانيان در برقرارى كشتىرانى بحر خزر بر باد شد .
اين داستان را هانواى با شرحى جالب و مبسوط بيان و نظرياتم را كه قبلا نيز خاطرنشان ساختهام تأييد نموده . اما دربارهء بىاطلاعى محض ايرانيان از كار دريا و بحرپيمائى هيچ موردى بارزتر از اين نيست كه ميرزا مهدى خان به فرماندهى بحرى سواحل منصوب شد ، بدون آنكه اصلا پيش از آن كشتى ديده باشد . وى همان كسى است كه بعدا از طرف نادر شاه به تحقيق در باب دين مسيحى مأمور گرديد .
هامش
( 1 ) - مىگويند بقاياى يكى از كشتىهاى ساخت التون تا سال 1843 در سواحل لاهيجان بود ، ولى هلمسHolmesچنين چيزى نديده و در كتاب خود راجع به سواحل بحر خزر اشارهاى به آن نكرده است .