آداب
بعد از ترك نمودن والى و در بقيهء مدت اقامتم در شوشتر وى از هيچگونه ابراز توجه نسبت به من كوتاهى ننمود و كشتى سوزا را براى سفر بازگشت به اهواز دربست در اختيارم گذاشت و اسبى به من داد كه چون از طريق رودخانه سفر مىكردم از قبول آن معذور بودم ، سپس يك دست قهوهخورى نقرهء ممتاز مرحمت كرد كه از قبول آن نيز معذرت خواستم چون هديهء متناسبى كه متقابلا داده باشم همراه نداشتم . وقتى كه شهر را ترك مىكردم شب و خيلى دير و بيگاه بود تا كشتى بتواند سحرگاه حركت كند ، وى اظهار علاقه نمود كه من صبح به بندرگاه بروم تا بتواند جهت بدرقه سوارانى با من همراه بفرستد .
پايين آمدن از نهر گرگر
مبدأ حركت و انتهاى خط كشتىرانى كانال گرگر در محلى به نام شليله در هفت ميلى پايين شهر است و مسير كانال در اين فاصله با چند مانع نيمه طبيعى و بند نيمه مصنوعى مسدود شده است . اگرچه كشتى آشور در سال 1842 توانسته بود تا دو ميلى شوشتر پيش برود . در شليله كه دهكدهء نيمه ويرانى در ساحل راست كانال است كشتىها بار خالى و يا بارگيرى مىكنند و از شوشتر تا آنجا محمولات بوسيلهء قاطر و الاغ حملونقل مىشود .
به نظر اين جانب با درهمشكستگى بعضى از موانع ، راه براى جلو رفتن كشتى باز و در نتيجه اين جريان مزاحم و مايهء تأخير تا اندازهاى رفع خواهد شد . من در مراجعت از راه گرگر تا بندقير را در هفت ساعت و نيم رفتم و همين مدت هم بين بند - قير و اهواز طول كشيد . كانال مسير پيچوخم بسيار دارد و در بعضى جاها رودخانه بين دو ساحل سخت عميق شده است . لبهء سابق كه بالاتر است به وضع حيرتآورى متروك مانده و معلوم مىشود كه سابقا نهر پهناورتر بوده . در اطراف گرگر بيش از كرانههاى كارون جنگلهاى انبوه هست و در تمام مسير پرندگانى شكارى از يك سو به سمت ديگر در بالاى سر ما پرواز مىكردند . عرض متوسط كانال از 50 تا 75 يا رد است و كشتىهاى بالغ بر صد پا قادر نخواهند بود كه از پيچوخمهاى آن عبور كنند .