نظام السلطنه
والى آن موقع خوزستان كه لقب رسمىاش نظام السلطنه است طى دو سال اخير اين مقام را احراز كرده و در همين مدت از قرار معلوم بواسطهء بسط عدالت و اقتدار ادارى شهرتى فراهم ساخته است و باآنكه نسب ممتازى نداشته باز به نظر من همهء آداب غيرقابل تقليد اشراف ايرانى را رعايت مىنموده ، چنان كه برادر جوانتر او سعد الملك حاكم بوشهر نيز مردى اهل آداب بوده است .
بيانات او شامل مداهنهء عادى و اطمينانبخش از احساسات دوستانهء وى نسبت به مردم انگلستان بود و سعى داشت كه براى من در اينباره ذرهاى ترديد باقى نماند . با قبول اظهارات جدى او بىملاحظه پرسيدم كه پس چرا جهت ابراز حسن - نيت خود در بر طرف كردن موانعى كه مرتبا در كار كشتىرانى كمپانى انگليسى پيش مىآورند و اين شركت بنابر اظهار و علاقهء شهريارى سرويس كشتىرانى را در كارون شروع كرده است توجهى مبذول نمىدارد ؟ جواب داد آنچه مقدور بود اقدام نموده است و باز هم كوتاهى نخواهد كرد .
اين حرفها با رفتار قبلى او و منافعى كه در اين كار داشته و مانع كشتىرانى كمپانى مزبور در كارون بالا شده بود هيچ وفق نمىداد ، زيراكه برادرش امتيازى براى همين كار تحصيل كرده بود . با عطف به اين موضوع كه در آينده مىتواند از حسننيت خود شواهدى نشان بدهد ، قضيهء مأمور ايشان يعنى ميرزا را پيش كشيدم كه وى سخت به سرزنش او پرداخت .
قورخانه
قورخانهء شوشتر كه وصل به ارگ است و من بازديد كردم مىگفتهاند محتوى 3000 تفنگ ورندل است ، هرچند كه افراد پادگانى را كه من ديدم و مىگويند شش گروهان پياده و يك دسته توپخانه با دو توپ كوهستانى است با آن تفنگ مسلح نبودند . در قورخانه چند تا توپ برنجى نيز هست كه يكى از آنها مال دورهء صفويه است و ديگرى را به امر نادر شاه در حويزه قالب ريختهاند و سومى هم اهدائى نيكلاى اول روسيه به عباس ميرزا در پايان جنگ 1828 است كه خود ايرانيان اعتقاد راسخ دارند كه در آن جنگ بعنوان غنيمت به چنگ آوردند .