از ديگر مسافران كه از طريق نهر آمده بودند به شهر برسم ، معرفىنامههاى خود را خدمت والى ارسال و پيشنهاد ملاقات عاجل نمودم . در ضمن آداب مقدماتى شامل هدايائى از شيرينى و ميوه و تنقلات از جانب نظام معمول و انعام برابر و يا حتى باارزشتر از جانب خودم به گماشتههاى ايشان تسليم شد و بعد از ظهر در سر موعدى كه تعيين شده بود سواره رهسپار ارگ شدم .
اقامتگاه نظام كه سربازخانهاى هم به آن متصل است در بالا و انتهاى صخره كه صد پا از رودخانه ارتفاع دارد واقع شده است . اين محل را براستى طبيعت براى همين منظور نمايان ارگ ايجاد نموده و از زمان شاپور به بعد قلعهاى در آنجا وجود داشته كه هنگام هجوم تازيان سلاسل نام داشته است « 1 » عمارت فعلى ساختمانى جديد است و اثرى از بناى قديمى در آن ديده نمىشود . والى كنونى هم تعميرات و تغييراتى در آن داده و قسمت مسكونى را بهصورت برج بلند دو طبقهاى درآورده است كه از بالاى آن شهر و رودخانه منظرهء بسيار دلپذيرى دارد .
مىگويند اين محوطه سه چهار هكتار مىشود و در برج و باروهاى آن سوراخهائى است و فضاى وسيعى هم بين آنجا و شهر هست كه براى محلى مانند شوشتر كه غالبا فاقد امنيت شده و بين حاكم و اهالى جدال اتفاق افتاده است احتياط بسيار ضرورى است . بوسيلهء دروازه كه كاشىهاى شفافى دارد و حاكى از انحطاط ذوق هنرى در ايران بشمار مىرود ، وارد ارگ مىشوند . درون هم باغچههائى و ديد - گاههائى هست و درواقع هيچ چشماندازى زيباتر از منظرهء كنار پنجرهء عمارت والى نمىتوان يافت كه رودخانه از رشتههاى كوهستانى برهنه فرومىريزد و در پاى صخره پخش مىشود .
در سمت ديگر رودخانه نيز باغ ممتازى با درختانى چندبر جلوهء صحنه افزوده بود . در يكى از اطاقهاى ارگ آب جارى و حوض بزرگى در وسط بود كه بر آن تختى چوبى جهت استراحت يا خواب حضرت والى گذاشته بودند و جريان آب ، هواى آنجا را نيك خنك و مطلوب ساخته بود .
هامش
( 1 ) - بعضىها آن را همان سلهء بطلميوس و آميائوس تارسلينوس پنداشتهاند كه يكى از چهار شهر عمدهء سوزيانا بوده است .