اول كشتىرانى از اهواز به بالا و ارتباط آن با خط كشتىرانى از اهواز تا دريا - كشتى سوزا اين روزها از گرگر تا شوشتر رفتوآمد و با كشتىهاى ايرانى در قسمت جنوبى ارتباط دارد - شوشان نيز كه از طرف شركت لينچ بدولت ايران اهدا گرديده است در شطيط كار مىكند و با كشتى بلوس لينچ كه در حوزهء پايين مورد استفاده است مربوط مىشود . بنابراين از محمره تا شوشتر دو سرويس كشتىرانى هست .
دوم اينكه كارى عاقلانه شده است كه كنسوليارى انگليس در محمره مستقر گرديده و هماكنون گزارشهائى راجع به محل مأموريت خود فرستاده است .
سوم اينكه بانك شاهنشاهى با همكارى دولت ايران درصدد است كه جادهء بين خرمآباد و دزفول را دائر سازد كه من آن را شاهراه ارتباطى تجارت داخلى ايران محسوب داشتهام . ايرانيها بتدريج در اين جاده كاروانسرا مىسازند و رفتهرفته از عمليات راهزنى و دزدى افراد سگوند و دريكوند لر جلوگيرى مىنمايند . اين تيرهها در اين جاده فتنهها كردهاند و آن را براى حملونقلهاى تجارتى ناامن ساخته بودند .
اگر حكومت مركزى بيشتر جديت نمايد بىنظمى و دزدى در اين حدود از بين خواهد رفت و اين راه تجارتى از مزيتهاى سرشارى كه محروم بوده است برخوردار خواهد گرديد .
به عقيدهء من سرويس واگنى شوشتر و تهران كه راجع به آن حرفها زدهاند به زودى عملى نخواهد شد ، زيراكه مستلزم هزينهء سنگين مىباشد . در راههاى سخت كوهستانى از وجود قاطر مىتوان استفاده كرد ، با امنيت بيشتر اصلاحات و پيشرفت ميسر خواهد گشت .
اقدامات عمومى
از جمله كارهاى ديگر كه دولت ايران كرده است بايد امتداد سيمكشى تلگراف را كه سابقا بين خرمآباد و دزفول ( كه با تهران مربوط است ) بوده به شوشتر و اهواز و محمره خاطرنشان شود ، ولى مانند اكثر كارها از اين قبيل در ايران آن را درست انجام ندادهاند و در نقاط كوهستانى لرستان اين سيمها غالبا پاره افتاده است و گاهى در اين حدود اثرى از اقتدار حكومت مركزى ديده نمىشود .