شود ، ولى چون نهر جديد بستر نرم و سستى يافته بود به زودى نقب را عميقتر نمود و ديگر آب به مجراى اصلى نمىرفت ، اين جريان بود كه خواه و ناخواه به فروريختن بند نيز منجر گرديد .
در همين وضع و حال سخت و دشوار بود كه گويا از بصيرت فنى اسير رومى استمداد كردند تا از زيان و خطر پيشگيرى شده باشد همان اقدامى كه با ابتكارى اساسى مايهء شهرت اين محل و بانى آن گرديده است . چون دريافته بودند كه تعمير بند كار آسانى نخواهد بود و لزوم مهار كردن جريان كارون تا زمانى كه مخرج ديگرى براى آب اضافى آن تهيه نشده بود ، پادشاه يا مرد اسير ، كندن مجراى گرگر را در سمت شرقى شهر دستور دادند ، ولى همين كه حفر آن به پايان رسيد تمام آب كارون به اين مجرا افتاد و بستر سابق رودخانه خشك شد و اين كار بهنظر من مبتنى بر دو ملاحظه است : در مسافتى زير بند گرگر كه آسيابهاى فعلى هست بند مصنوعى ديگرى است كه آثار چندين آسياب از كار افتاده در بالاتر از سطح كنونى مجرا ديده مىشود و نشان مىدهد مربوط به دورهاى است كه آب كانال در سطح بالاترى بوده و بعلاوه در سراسر خط سير گرگر از شوشتر تا بندقير درحالىكه نهر فعلا بسترى از 60 تا 70 يا رد عرض و لبههاى پرشيبى دارد از دور يعنى از چند مترى تا حدود نيم ميلى اين جزيره كنارههاى ديگر و بلندترى هست كه حالا مانند صخرهاى در دشت بهنظر مىرسد ، ولى بدون شك اثرى از دورهاى است كه حد و كنار جريان بزرگتر و نيرومندترى بوده است .
بناى بند بزرگ
بنابر شرح مذكور كه تمام آب كارون به نهر گرگر سرازير گرديده بود توانستند بند بزرگ را تجديد بنا كنند و اگر كارى هم از سابق به اردشير قابل انتساب نباشد بايد گفت كه از اين تاريخ بند و نقب براى نخستينبار ساخته شد ضمنا از آن فرصت استفاده نموده و كف رودخانه را در پايين صخره بالا آورده ، با - سنگفرش كردند تا ديگر خراب نشود .
پس از اتمام اين اقدامات و ترتيبات آبيارى كه بنابر فرض اين جانب اگر