دوباره بسازند ، ولى آب آن را برد . سرانجام نظام السلطنه كه نتوانسته بود مستقيما از عهدهء اين كار برآيد درصدد برآمد با سبدهائى كه از سنگ انباشته بودند قدرى بالاتر در رودخانه سدى موقت بسازد و منظور هم ظاهرا اين بود كه جريان قسمتى از آب را منحرف و از فشار زياد آن جلوگيرى و به تعميرات اقدام كنند ، اما سد جديد را با حداقل مهارت فنى طرحريزى كرده بودند ، زيراكه محل آن را در نامساعدترين گوشهء رودخانه انتخاب كردند و بجاى اينكه از يك كنار بتدريج پيش رفته باشند تا فشار آب به كنارهء ديگر وارد آمده باشد ، كار را از دو جانب رودخانه آغاز كردند و در نتيجه تمام آب از ميان شكاف باريكى كه در وسط ايجاد شده بود با فشار بسيار جريان يافت و تعقيب و تكميل كار را غيرمقدور ساخت . لذا آن اقدام بيهوده را ناتمام رها كردند و از شكافى به عرض 15 يا رد آب خروشان جارى شد و در ضمن كارهائى كه در دو طرف انجام داده بودند كمكم خراب و ناپديد شد و تعجبى نكردهام وقتى كه اطلاع دادند كه از آن اقدام به كلى منصرف شدهاند و عمق رودخانه نيز در محل شكاف بيست پا از كف سابق پائينتر رفته است .
3 - نهر مينو
اين مجراى مصنوعى است كه از رودخانهء اصلى بوسيلهء نقبى در صخرهء قلعه كندهاند تا اراضى بلند حوزهء جنوبى شهر را كه حلقهوار سير مىكند مشروب سازد . رالينسن و سياحان ديگر آن را نهر داريان « 1 » يا آب مينداب كه به معنى رودخانهء بين دو آب است گفتهاند كه نام درست بامسمائى است و مختصر آن مينو ( ميان آب ) مىشود ، ولى سرهنگ بل آن را آب خرد ناميده است .
اين نهر بعد از عبور از ميان نقبى كه در كوه كندهاند و رالينسن نوشته است كه 300 يا رد طول و 15 يا رد عرض داشته در عقب شهر از اراضى شنزار مىگذرد و تا اين اواخر جريان آن را با بندهاى دستى تنظيم مىكردند كه عجيبترين آنها بندى بود كه از يك سر تا سر ديگر دره كشيده بودند و پل بىقوارهاى داشت كه
هامش
( 1 ) - از نام داريان ( كه اختصار كلمهء دارابيان است ) استنباط مىشود كه منظور داريوش است كه شايد در كار آبيارى شوشتر پيشرو پادشاهان ساسانى بوده است .