تلاقى در بندقير آب شطيط نام دارد و جريان عريض به طرف مغرب پيدا مىكند و در ناحيهء صخرهاى و قلعهء مجاور آن شهر شوشتر واقع گرديده است و سپس در جهت جنوبى جارى مىشود و در اين نقطه مجراى آن با بند مشهور و پل والرين مسدود مىگردد و هنگامى كه كوهى را كه عمارت والى در آنجا واقع است حلقهوار سير مىكند مقدارى از آب آن كه از زير سرداب كاخ جارى است هدر و به مجراى ديگرى مىرود كه در سمت غربى شهر حفر كردهاند و اين كار ظاهرا بهمنظور آبيارى حومههاى شهر بوده است كه بواسطهء ارتفاع بيشترى از سطح كارون آب اين رودخانه به آن حدود نمىرسيده است .
اين وضع اختصاصى سهگانه آب گرگر و آب شطيط و نهر مينو وجه متمايز و ممتاز آن منطقه است و بواسطهء سابقهء تاريخى و موقع طبيعى و نتيجهء وجودى خود و مسئلهء آبيارى فنى كه از آن ناشى مىشود و رالينسن تعريف كرده بود كه « از بغرنجترين و متناقضترين امور تحقيقاتى بوده است كه وى به آن پرداخته » من اينك بررسى خود را معطوف مىسازم . هرگاه گفتهها و توضيحاتم با آنچه نويسندگان سابق نوشتهاند منطبق نباشد از آن جهت است كه دقت و بررسى كامل دربارهء اين موضوع معمول شده است و يا آنكه شخصا در محل به رسيدگى پرداختهام همان كارى كه از ناحيهء ديگر نويسندگان سرسرى و ناقص برگزار شده است .
1 - مجراى آب گرگر
در محل انحرافى كارون در 600 ياردى بالاى شهر شوشتر بندى در اين مجرا كشيدهاند . اين سد از جزيرههاى سنگى بزرگى است كه در ماههاى كمآبى تابستان پاك برهنه است و از شش دهانهء بين آنها آب جارى است و از قرار معلوم در اوايل اين قرن محمد على ميرزا آن را با پل والرين يكجا تعمير و نام سابق آن را كه بندقيصر ( شايد بنابر دليل افسانهاى كه والرين آنجا را در زمان شاپور ساخته بود ) بود به بند شاهزاده مبدل كرده است ، ولى من نتوانستهام روشن سازم كه كدام نام فعلا متداول است .
بندها و آسيابها
قدرى در طرف پايين اين بند بريدگىهاى دستى تختهسنگ كه از وسط آن مجرا ساختهاند شروع مىشود و در نيم ميلى آن بند ديگرى است