تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
آب از يك سر تا كنار ديگر رودخانه ساخته شده است . در بالاى بند هم پلى داراى چهل و يك طاق بنا كرده‌اند و چنان كه شرحش خواهد آمد اين بند سابقا بند ميزان نام داشت و همچنين پل قيصر ، بنابراين فرض كه امپراتور والرين آن را ساخته بود . بطورى كه از مصالح ساختمانى كه در آن به كار رفته و سبك‌هاى متفاوتى كه در ساختن طاقها ديده مىشود اين پل ظاهرا چندين بار تجديد بنا و تعمير شده است . فرش روى پل كه بيست و يك پا پهنا دارد در سابق از قلوه‌سنگ بود و پل را هم بجاى آنكه مستقيم ساخته باشند به طرز بسيار باشكوه و بىترتيب پيچ‌وخم دارد و جمع طول آن 570 يا رد است . از شهر بوسيلهء دروازهء جديدى كه با كاشىهاى شفاف زينت يافته است به اين پل مىرسند كه دو ستون نيز طرفين آن را مستحكم نموده ، در موقع مسافرتم شكاف بزرگى بالغ بر هفتاد يا رد عرض در وسط پل ايجاد شده بود . بند و پل هر دو را در سال 1885 سيلابى بسيار قوى به كلى برد ، ولى اين تنها سرگذشت ناگوار آن محل نبوده است . در سال 1810 هنگامى كه كىنر در آنجا بود اين بند بعد از چهار سال كار بوسيلهء محمد على ميرزا تعمير يافت . ( نظارت اين كار با ژنرال مونتايث بود ) و بطورى كه دوبود نوشته است هزينهء آن 000 / 60 ليره شد . و باز در سال 1832 بواسطهء طغيان آب خراب شد . در سال 1836 رالينسن كه فرماندهى هنگى از لشكر ايران را داشت ناچار شد افراد و اسباب جنگى خود را بوسيلهء كلك شناور كه بر مشك‌هاى چرمى پرباد نهاده بودند حمل كند . قبل از سال 1841 نيز پل مجددا تعمير شد چون وى در حين مسافرت خود به دزفول از آن عبور كرده بود سلبى مىنويسد كه بار ديگر در بهار 1842 پل آسيب ديد و در اين مورد همهء پل دو روز زير آب بود . لفتوس در 1850 نتوانست از پل بگذرد چون سه طاق وسطى آن در زمستان سال پيش فروريخته بود .

قسمت شكستهء آن

بعد از تأخيرى طولانى در سال 1889 براى نوسازى قسمتى كه فروريخته بود اقدام كردند . ابتدا سعى بيهوده‌اى نمودند كه بند را