كه درحالحاضر مانع كامل كشتىرانى است . بهنظر نمىرسد كه ساختمان فعلى آن خيلى قديمى باشد ، زيرا هنگامى كه در سال 1810 سر . جى . كىنر به شوشتر رفته بود آن بند را پلى يك طاق تعريف نمود كه 80 پا بلندى داشت و از رأس آن غالبا ايرانىها خود را به درون آب مىانداختهاند ، بدون اينكه كمترين آسيبى ديده باشند .
رالينسن در سال 1836 باز از پلى يك طاق نام برده است ، اما بنابر تعريفى كه وى از قسمت پايين بند كرده است ناگزير بايد خيال كنم كه وى دچار اشتباه بوده است .
در هرحال بسال 1841 كه ليارد نخستينبار به شوشتر رفته بود طاق مزبور ديگر وجود نداشت و سد سنگى مستحكم فعلى جاى آن را گرفته بود . اين بند بهشكل ديوارهاى است كه 60 يا رد طول و 25 يا رد ارتفاع دارد و درست از يك ضلع صخره به طرف ديگر كشيدهاند و تقريبا 100 پا عمق آن است و سنگكارى ديوار كه در سمت سد و اسيابهاى آب گرگر
جنوبى از بندى شيبدار بالا رفته و با سنگهاى درشتى ساخته شده است در حدود چهل پا ارتفاع دارد و بنابراين بلندى بند ، روىهمرفته از كف تا ديواره تقريبا 65 پاست و دروازهء شرقى شهر شوشتر از بالاى آن است .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 450
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٤٥٠