تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
اشاره كردم و يكى دو تا سايبان با سقفى كه بر پايه‌هاى سنگى قرار داده‌اند و هنوز در وسط آگورا ( آغور ؟ ) كه وضع خرابى دارد ديده مىشود خان يا كاروانسرا كه مركز تجار مشرق است در آنجا نيست .

نظريهء ليارد و سلبى دربارهء مردم آنجا

بيشتر اهالى آنجا از سادات‌اند كه عمامهء سبز بزرگ بر سر دارند و اين شهر بيش از جاهاى ديگر باعث رفتار طاقت‌فرسا و خرافات بىاندازه و زندگى قرين تن‌آسانى آنهاست ، ولى دربارهء رفتار ايشان نسبت به خارجىها شرحهاى متضادى از ناحيهء سياحان انگليس اظهار شده است . ليارد و سلبى رويهء آنها را درخور حد اعلاى تمجيد محسوب داشته‌اند . من اين حسن رفتار نسبت به سلبى و همراهانش را ناشى از قدر و مقام همسفر ارجمند آنها ( ليارد ) منسوب مىدارم . عقيدهء مأمور كشتى آشور نيز چندان خالى از تعريف نبوده است . وى در جواب سر . هنرى ليارد كه نظرش را دربارهء شوشتريها استفسار كرده بود گفت : « عرض كنم كه جاى زياد بدى نيست ، اما آدمى ندارد » در اين‌كه سلبى نظريهء نيك تمجيدآميزى راجع به آنها اظهار داشته و سپس از اين بابت ابراز ناراحتى كرده است از شرح ذيل استنباط مىشود : « از ستايش من دربارهء شوشتريها شايد چنين وانمود شده باشد كه قصد تملق داشته‌ام بايد ديد اهل اطلاع و نظر ، اخلاق و رفتار آنها را در آينده چگونه خواهند يافت و اگر باز قابل تمجيد و تعريفى نباشند كه من به ايشان نسبت داده‌ام آنگاه مىتوان گفت كه با ديگر همسايگان خود تفاوتى ندارند »

اخلاق جديد

بدبختانه اطلاعات و تجربه‌هاى آينده كه ما اينك مىتوانيم خاطرنشان سازيم اظهارات سلبى را تأييد نمىكند و نامساعد به حال دوستان شوشترى اوست . فقط هفت سال بعد لفتوس نوشت : قيافهء اهالى چندان جالب نيست و مكر و فريب و بىاعتمادى آنها نسبت به يكديگر در ميان افراد طبقهء پايين شايع است . از طرف ديگر ورود مأموران كمپانى لينچ و باز شدن رودخانهء كارون جهت كشتىرانى وسيله و مورد جديدى براى پىبردن به خلقيات نسل حاضر و تكذيب اظهارات اطمينان‌آميز همسفران ليارد فراهم ساخته است .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 445 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى