چندان ناشى از قهر و غضب طبيعت نبوده است ، بلكه ظلم و بدرفتارى فرمانداران آن حدود و سامان را به اين وضع فلاكتبار انداخته است . مأمورانى كه به اين ولايت دورافتاده رفتهاند هيچگاه از ظلم و دستدرازى بمال خلق دريغ ننمودهاند .
خصايص جديد
شوشتر درحالحاضر نيز اختصاصاتى دارد كه در شهرهاى ديگر ايران ديده نمىشود . بعد از رديفهاى معمولى آلونكهاى كوتاه گلى با خوشوقتى و بلكه حيرتزدگى در شهر به محلى وارد مىشويم كه داراى منازل دو طبقه است ، قسمت پايين با سنگ و طبقه بالا از آجر است كه بر گل كار مىگذارند .
گاهى ارتفاع اين خانهها باندازهاى زياد است كه در ميان اقامتگاههاى ايرانى غير عادى است ، بامهاى صاف اين بناها محجر كوتاهى دارد كه اهالى هنگام شب آنجا مىخوابند و بالغ بر سى پا ارتفاع آن است . در حياط درونى معمولا ايوان وسيعى است كه از يك طرف رو به حياط باز و بدون در يا ديوار است . اين خانهها اختصاص ديگرى هم دارند كه مانع از آن مىشود كه زود از خاطرها فراموش شود .
استوانههائى در لاى جرز از بام تا كف زمين قرار مىدهند كه در سمت كوچه شكافى دارد و تنها مجراى زهكشى و فاضل آب خانه است و بدون خرج مدفوع را به خارج مىبرد و از هر سوراخ به همان اندازهء خود تعفن ، بوى زننده به خارج نشر مىكند . مخزنى در پايين وسط كوچه هست كه با ناودانى به آن مربوط است و بواسطهء فقدان مأمور تنظيف بهصورت مرداب غيرقابل عبور درمىآيد و چون شهر بر بلندى واقع شده و داراى زمينهء شنى است ، باران قسمت عمدهء كثافات را به پايين مىريزد كه عملا در فصل پاييز بىارزش نيست ، چون در كشتزار خشخاش بيرون شهر عوض كود به كار مىبرند .
سردابها
اختصاص جالب ديگر آنجا كه از بيرون ديده نمىشود ساختمانى تقريبا عمومى است به نام شابدان يا شاودان « 1 » كه اطاقهاى زيرزمينى است و در صخرهاى كه خود شهر بر آن بنا شده است كندهاند و با استوانههائى از بالا هوا به آن
هامش
( 1 ) - در جاهاى ديگر ايران آن را سرداب مىنامند . ليارد مىنويسد كه در شوشتر آن را شادروان مىگويند كه صحيح نيست .