تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
دارم كه بعد از عبور از دزفول و گذشتن از ميان ناحيهء جنگلى كه هيچ شخم‌كارى نشده است در بند قير وارد كارون مىشود . از اين رودخانه فقط يك دفعه كشتى عبور كرده است به اين معنى كه سلبى و ليارد با كشتى « آشور » در اواخر بهار 1842 بعد از آنكه با موفقيت شطيط و گرگر را طى كرده بودند اين نهر را نيز سير كردند . اين دو نفر كه با زحمت بسيار از مسير پيچ‌وخم‌دار آن گذشتند سرانجام به نقطه‌اى موسوم به قلعه‌بند كه درست در بيست و پنج ميلى راه آبى بند قير بود آمدند و در آنجا مشاهده نمودند كه رودخانه را جزيره و سدى صخره‌اى به دو شاخه منقسم ساخته است و از شكافى كه در سد شرقى بود نفوذ كرده و چند ميل جلوتر متوجه شدند كه رودخانه كم‌عمق ، ولى جريان قوى است ، پس ناچار به بند قير مراجعت كردند . تا آنجا كه من خبر دارم كسى ديگر از افراد انگليسى با كشتى در آب دز سير ننموده است . مىگويند در جنگل‌هاى ساحلى آن شير فراوان است كه جا دارد شكارچىهاى ماجراجو در پى آن بروند .

آب شطيط

دومين رودخانهء سه‌گانه كه در بند قير بهم مىرسند باآنكه در پايين شوشتر آب شطيط نام دارد درواقع همان مجراى اصلى كارون است و از اولين مجارى بود كه سلبى در كشتى « آشور » به سال 1842 عبور كرد و آن كار را در شش ميلى پل والرين شوشتر انجام داد ، در همانجا كه كشتى او به گل افتاد و خوشبختانه با سيلابى كه از كوه آمده بود رهائى يافت . او و « ليارد » هر دو اين رودخانه را براى كشتىرانى كاملا مساعد تعريف كرده‌اند ، زيرا كه عمق آن زياد است و به من اظهار داشته‌اند كه در نزديكى شوشتر تبديل به چند مجراى كم‌عمق مىشود و جزاير كوچك و تپه‌هاى زيرآبى مانع كشتىرانى است ، ولى پس از آن تاريخ كشتى شوشان براى رفت‌وآمد تا گرگر ، اين راه را انتخاب كرده است ، هرچند كشتى مزبور از شهر دينگه جلوتر نمىرود كه از راه خشكى تا شوشتر ده ميل مسافت است .

آب گرگر

قرار بود مسافرتم در كشتى سوزا تا رود گرگر يا مجراى مصنوعى