ويرانههاى شهرى مهم كاملا احاطه شده است كه نخستينبار در سال 1842 ليارد در اين نقطه به تحقيق پرداخته و پى برده است كه آنجا به دورهء كيانيان و ساسانيان و زمان سلطهء عرب تعلق داشته و او اين محل را از بقاياى شهر باستانى ايران رستم كورده ( رستمكده ) و به عربى عسكر مكرم تشخيص داده است .
در موقع مسافرتم آجرهاى قديمى آنجا به دستور نظام السلطنه براى ساختن قلعه و تلگرافخانه در ساحل شطيط به كار مىرفت و دولت تصميم گرفته بود كه بين شوشتر و محمره ارتباط تلگرافى ايجاد كند . اين ويرانهها در وضع طبيعى حوالى بند - قير و دلالت اين نام همه حاكى از گذران دورهايست كه ديرزمانى است از ميان رفته و فراموش شده است . در همان زمانهاى كه بيغولههاى فعلى اين حدود چون گلستانى بوده و افراد ساعى و پركار و تأسيسات بزرگ عمرانى و زراعت عالى داشته و اين سواحل خاموش و خالى فعلى محل تلاقى سه رودخانه را شاداب و زيبا مى - ساخته است .
التقاى سه رودخانه
« ليارد » رنگ آب سه رودخانه را كه در اينجا بهم مىرسند متفاوت ذكر نموده . آب دز را تيرهگون نوشته است چون از ميان اراضى رسوبى مىگذرد ، شطيط يا كارون اصلى را متمايل به سرخ ورود گرگر را سفيد شيرى قلمداد كرده است . من چنين اختلافى كه شايد ناشى از وضع آبها باشد در آنجا نديدهام .
در محل تلاقى بهنظر من رودخانهء اولى در حدود 80 يا رد و دومى 150 و سومى 60 يا رد پهنا داشته كه از تلاقى آنها جريانى با عرض 300 يا رد تشكيل مىيافته است .
آب دز
اين رودخانه از رشتههاى عظيم كوهستانى زاگرس سرچشمه مىگيرد و حتى دو نقشه نيست كه شاخههاى آن را يكسان درج كرده باشد ، ولى تحقيقات سرگرد ساير در سال 1890 ثابت كرده است كه دو نهر عمده به آن وارد مىشوند كه يكى از بروجرد جارى است و سيلاخور را مشروب مىسازد ، ديگرى فريدن عليا را مشروب و از بزنوئى عبور مىكند ، اما در اينجا من فقط به حوزهء پايين آن توجه