تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
از جمله خود كارون است كه همواره مايهء اشكال نويسندگان براى شناختن و انطباق آن با وصف قدما بوده است .

نقطهء تلاقى

تقريبا تا دوازده ميل در بالاى ويس جريان كارون تا بندقير كاملا به خط راست پيش مىرود و در آنجاست كه براى اولين بار بعد از محمره ملاحظه مىشود كه رودخانه چند شعبه دارد و مركز تلاقى سه نهر آب گرگر يا كانالى است كه از شوشتر در مشرق جارى است و آب شطيط يا كارون اصلى كه آن نيز از شوشتر و در وسط جريان دارد و آب دز يا رودخانهء دزفول كه از دزفول در مغرب جارى است . در حين مقايسهء جريان مستقيم خاص رودخانه طى دوازده ميل پيش از نقطهء تلاقى بواسطهء شرحى كه جغرافىدانهاى عرب باقى گذاشته و نوشته‌اند كه كانال مصنوعى آب گرگر تا اهواز امتداد داشته است . سلبى پنداشته بود كه وى در آنجا اثرى از مجراى مزبور ديده است ، اين احتمالى است كه فرض صحت آن بواسطهء فقدان بستر قديمى رود كه بايستى در حوالى جريان اصلى كارون مانده باشد تقويت مىشود .

بند قير

بندقير كه كىنر آن را بند كيل ولفتوس بند قيل نوشته است به معنى بند يا سد قير طبيعى است . سنگ‌هاى سد مصنوعى كه مانند بند شوشتر و اهواز سابقا در آنجا بر رودخانه بسته بودند و بنابر روايات تاريخى به داريوش منسوب است كه بدون شك سنگها را با اين ماده قيرى بهم مىپيوستند . اعضاى دستهء بحرى فرات در سال 1836 اين محل را قريهء محصورى تعريف كرده‌اند كه در حدود 600 نفر جمعيت داشته است و كتاب ژنرال چزنى حاوى تصويرى از آنجاست كه سرگرد ايستكورت قلمى ساخته بود . در 1850 لفتوس آنجا را دهكدهء كوچك عربى شامل چهل خانه نوشته بود كه زندگى اهالى از كار مناقلات با قايق كه در رودخانه‌هاى متعدد آنجا انجام مىشود تأمين مىگرديده است . شرح وى هنوز هم صادق است . دهكده دور از ساحل و در برآمدگى بين نهرهاى شطيط و گرگر و بر كرانهء اين نهر ثانوى است و از
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 434 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى