كه يكى از دو واحد كليهء بحريهء ايران است بوسيلهء يك ناخداى انگليسى تا اهواز هدايت و بوسيلهء ايران در بالاى شرشرهها مهار شد كه از آن پس نيز به دستور نظام السلطنه در حوزهء بالاى كارون مانده است و اگرچه اسما براى مقاصد تجارتى است ، ولى درواقع فايدهء ديگرى جز گردش دادن حضرت والى در رودخانه ندارد .
كمآبى رودخانه مانع از اين است كه بجاى كشتى بارى از آن استفاده شود مگر در مواقعى كه رودخانه سرشار از آب است . راندن و راهنمائى كردن آن بدست اعراب ، ولى مهندس آن از اهالى عثمانى در بغداد است كه قبلا در كارون - عليا كار نكرده بود ، وى نادانى خود را با اطمينانهائى برگزار مىكرد كه مايهء تحريك حسادت سركار ميرزا مىگرديد . قرار بود كه من بدون تأخير ، ظهر روز بعد از عزيمت از اهواز در شوشتر پياده شوم .
كارون در بالاى اهواز
بالاتر از اهواز رودخانهء كارون با لبههاى بلندى محدود شده است كه ده تا بيست و حتى سى پا ارتفاع و مقطع عمودى از خاك آهك و بسترى 200 تا 300 يا رد عرض دارد ، آب براى زراعت اراضى از حوضچه - هاى كنار رودخانه با مشكهاى چرمى و يك چرخى استفاده مىشود كه گاو بر سطح موربى در كنار رودخانه مىكشد و از روزگار قديم ايران و كلده باقى مانده است ، و همهء افرادى كه به كشتوكار سرگرم نبودند فراهم آمده بودند كه عبور ما را تماشا كنند . در سراسر راه از مناطقى گذشتيم كه بواسطهء هجوم ملخ سخت آفت ديده بود صحرا و بيشهها همهجا را ملخ فراگرفته بود و روى كشتى و در غرفهها و بر عرشه همهجا ملخ بود و آن دسته كه قدرت پرواز از فراز رودخانه نداشتند صدتا صدتا سطح رودخانه را مستور ساخته بودند .
ويس يا اويس
اولين محل كه بعد از عزيمت ما از اهواز اهميت ناچيزى داشته ، قريهء ويس بر ساحل چپ كارون بوده است كه علاوهبر رديفى از آلونك - هاى گلى در كنار رودخانه اين امتياز محدود را نيز دارد كه امامزادهاى « 1 » با چند
هامش
( 1 ) - مزار اويس قرنى از اصحاب پيغمبر كه قريه هم بنام اوست و به امامزاده معروف است .