عرب ابو الفدا راجع به آن دوره مىنويسد كه سواحل كارون باغهاى عالى و منازل بزم و صفا و انواع اشجار و زراعت نيشكر بهحد وفور داشته است .
اين اظهارات چاشنى اعتدال و اثر حقيقت را توأم دارد ، ولى بىاندازهترين مبالغهها باز گفتار يكى از نويسندگان آنجا را در اين دوره مقرون بواقع نمىسازد كه وسعت اهواز را در قرون وسطى چهل فرسنگ ( 150 ميل ) نوشته بود و يا دليل صحتى براى روايت سروان مينان « 1 » سياح نمىشود كه تپههاى شنى كنار نهر را ويرانههاى شهرى قديمى پنداشته و نوشته بود كه آن ده تا دوازده ميل امتداد داشته و بهنظر اهل محل دو ماه براى مسافرت در آنجا وقت لازم بوده است .
روزهاى خوش و آرام اگىنيز قديم در اثر شورش افراد افريقائى كه براى كشتوكار نيشكر آورده بودند برعليه خلفا به پايان آمد . هرچند آن فتنه خاموش شد ، اما اين شهر بعد از آن واقعه تجديد حيات ننمود و رفتهرفته به انحطاط و فراموشى شديدى دچار گرديد تا موقعى كه طايفهء بنى كعب توجه خود را به اينسو معطوف ساختند و زندگانى بيابانى خود را در اين حدود آغاز كردند و در ميان خرابههاى دورهء سابق كپرهائى برپا نمودند .
آثارى هم از ادوار قديمتر و دين و آئينى پاك معدوم و شكوه و جلالى به كلى مفقود در كنارههاى شنى رودخانه كه در فوق اشاره شد مشهود است ، دخمهها و غارهائى خالى در كوهستان ديده مىشود كه در دورههاى پيشين آتشپرستان اجساد را در آنها عرضه مىكردند و دستهء سروان سلبى استخوانهائى در آنجا كشف كردند و در حفرههاى جبال حوالى شوشتر نيز از همين قبيل برجهاى خاموشى يافته شده است .
جنگ 1857
در وقايع سال 1857 اهواز قصهء ناقابل ذكر و حتى بىاثرترى از محمره داشته است . پس از اشغال اين شهر سه كشتى كوچك بخارى كومت ، پلانت و آشور با همراه داشتن 300 نفر سرباز و سه قايق حامل توپ كه كشتىها
هامش
( 1 ) -Mignan