صحبت خواهم كرد شروع كرده است ، اما تراموا مايهء تسهيل كار است ، ولى مانع كشتىرانى را بر طرف نمىكند و به عقيدهء من اگر خطى هم در اين حدود كشيده شود بايد تا محمره امتداد يابد تا از بريدگى راه در دو نقطه يعنى آنجا و اهواز اجتناب شده باشد و جادهء تازه هم كه از تهران مىسازند بهجاى شوشتر ، اهواز انتهاى خط باشد .
اهواز يا اگىنيز
قريهء اهواز جديد در ساحل چپ رودخانه در قسمت علياى آن بر محل نسبتا بلندى كه تقريبا موازى با بالاترين شرشرههاست واقع گرديده و شامل آلونكهاى گلى و قلعهاى مستطيل كوچك در ساحل رودخانه است كه در حال ويرانى است و تقريبا 700 نفر سكنه دارد و براى رفع بىتركيبى اين محل فقط امامزادهاى در آنجاست كه گنبد گچى سفيدش بر زمينهء درختان سبز تيرگون تا اندازهاى خوشآيند مىنمايد . اين بنا رويهمرفته از آثار محلى است كه اگىنيز معروف « 1 » روزگار قديم و پايتخت ولايت از قرون وسطى و جايگاه سلاطين و مقر كشيش مسيحى و كانون ممتاز ثروت و تجمل بوده است .
گيبون « 2 » در وصف و بيان خاص داستان وحشى خوشحال هرمزان شهريار يا ساتراپ اهواز و سوزيا و مصاحبهء او را با عمر خليفهء فاتح ثبت كرده است . در عهد خلفاى بعدى عباسى بغداد بود كه اهواز به اوج اشتهار رسيده و تاريخنويس
هامش
( 1 ) - راجع به تاريخ قديم اهواز مىتوان بهصورت حاشيه اظهار كرد كه وقتى نئارخوس از كارون گذشت به درياچهاى رسيد كه دجله از گوشهء شمالى آن جارى و بر آن شهر سوزيان يا دهكدهء اگىنيز در فاصلهء 500 استاد از شوش واقع بوده است . اين درياچه كه بعدا از بين رفته فرورفتگى مغرب كارون را تا هويزه ( اهواز صغير ؟ ) پر مىكرده است و دجله در حدود صويب كنونى از آن مجزا و به شط العرب وارد مىشده است .
درياچه يا باتلاق مزبور بنابر كتيبههاى ميخى آشورى آگامAgammeيا اغمه ناميده مىشده است . نئارخوس به اين درياچه يا اگىنيز نرفته بود ، ولى در كارون تا پلى كه بوسيلهء قايقها ساخته بودند رسيد ، در جادهاى بين پارس و شوش در 600 استاد از محل ثانوى اين پل شايد در اهواز فعلى يا نزديك آن واقع بوده كه بطلميوس هم به آن اشاره كرده است ، بعدا بازار خوزستان ناميده شده و سكنهاى ايلامى داشته است به نام هوز يا هوج و بنابر قول ابو الفدا ، اعراب آنجا را سوق الاهواز ( اهواز جمع هويزه ) مىناميدند كه مشرف بر چند جاده بوده است .
( 2 ) -gibbonدر كتاب پيدايش و نابودى امپراتورى رم .