و سرانجام دستور داد كه صبح زود فردا قبل از حركت به ديدن او بروم ، اين كار براى من خالى از محظور نبود ، پس او را به دردسر چارهانديشى انداختم كه براى بازگرفتن مرغ از قفس رفته تدبيراتى نمايد . كشتى ما ساعت شش صبح در رودخانه به حركت افتاد .
مجراى بهمنشير
در حدود دو ميلى بالاى محمره و بنابراين سه ميلى دهانهء حفار بهمنشير واقع است ( راجع به اصل اين اسم اختلاف هست ) « 1 » كه مجراى ديگر كارون به درياست و شايد روزگارى همهء آب اين رودخانه از آن طريق به خليج فارس وارد مىشده است و آن از شمال غربى به جنوب شرقى و در موازات شط العرب جارى است و بالغ بر چهل ميل طول و با دهانهء عريض از چند ميلى مصب به طرف خليج جريان دارد .
در كنارههاى آن مثل سواحل شط العرب در نزديكى بصره بندهائى از نى در رودخانه تعبيه شده است تا ماهىهاى فراوانى را كه در اثر جزر آب در گل - هاى رودخانه مىمانند صيد نمايند . در عهد قديم بهمشير ( بهمنشير ) دهانهء شرقى دجله و شط العرب دهانهء غربى آن بود . جزيرهاى كه بين آنها واقع شده است يعنى بين حفار و دريا بنابر كتيبههاى ميخى ديلمون است و ايرانيان ميان رودان يا بين النهرين ( آبادان ) مىنامند « 2 » . اگر عثمانىها در ادعاى خود پافشارى نمايند و خطرى پيش آيد از لحاظ ايران اهميت بىاندازهاى خواهد داشت كه راه مستقل و جداگانه براى رود كارون داشته باشد و اين منظور را بهمنشير تأمين مىكند و هر دو ساحل و دهانهء آن مطلقا ايرانى است و از حمله و تجاوز عثمانى هم محفوظ است و بنابراين باز بهمنشير براى كشتىرانى مورد استفاده قرار خواهد گرفت .
هامش
( 1 ) - بعضىها آن را بحر الماشير گفتهاند ، ولى گويا اين نام ادغام دو كلمهء بهمن اردشير است كه بسيارى از تأسيسات آن حدود به وى منسوب بوده است . ناحيهء دجلهء سفلى ، خوره شادبهمن يعنى مرز بحرى بهمن اردشير نام داشته است .
( 2 ) - همچنين آن را موهرزى ناميدهاند كه از نام بندر موهرزه آمده و در انتهاى جزيره واقع شده است .
ياقوت آن را جزيرهاى سهضلعى بين خليج فارس و رودخانهء دجله از طرفين خوانده بوده است .