هنگام جنگ ايران و انگلستان در سال 1857 پيدا كرد ، همان وقتى كه ايرانىها باشتاب آنجا را مستحكم كردند ، اما در اثر بمباران از شش ناو جنگى كه در رودخانه پيش رفته بودند ، شهر دچار شكست شد و بعد از قطع بمباران موقعى كه نفرات انگليس پياده شدند اثرى از افراد مدافع نديدند ، چون بدون زدوخورد راه صحرا را پيش گرفته بودند « 1 » .
اكنون محمره بازار محدودى براى اجناس مورد احتياج طوايف عرب آن حدود است و صادرات مختصرى دارد . نيروى انگليس 5000 نفر با دوازده توپ و چهار ناو و دو كرجى جنگى . صبح 26 مارس 1857 توپهاى انگليسى توپخانههاى ايران را هدف قرار دادند كه در ظرف يك ساعت كارشان به سكوت انجاميد ، سپس كشتى حامل سربازان پيشروى كرد و به فرماندهى هاولوك در شهر پياده شدند و توپخانهء ايرانيان را از كار انداختند و از ميان نخلستانها به اردوگاه و سنگرهاى ايرانيها پيش رفتند . ايشان هم فرار را بر قرار ترجيح دادند ، چادرها ، اسلحه و آذوقه و شانزده توپ غنيمت بدست آمد . افسران اين لشكر را بعدا به فرمان همايونى رسوا و مضروب و زندانى كردند ، اما خانلر ميرزا كه بايستى اعدام مىگرديد هشت هزار ليره به صدراعظم داد و خلعت و شمشير گرفت .
از محصولات محلى غله ، خشخاش ، پشم و خرما دارد . چند سال پيش گمركخانهء آنجا را به مبلغ 1500 ليره به اجاره واگذار كرده بودند ، ولى چون از بستهها يا عدلها بدون در نظر گرفتن وزن يا ارزش جنس ، گمرك مىگرفتهاند ميزان درستى براى تعيين آمار تجارتى بدست نمىدهد .
سلبى در 1842 از هواى سالم آنجا تعريف و تأكيد نمود كه از همهء نقاط مجاور بهتر بوده و دليل او هم اين بوده است كه خود او يا نفراتش هيچ ناخوش
هامش
( 1 ) - چهار آتشبار در زمين اصلى و پنج آتشبار هم در ساحل مقابل رودخانه قرار داده بودند و توپها را نيز خيلى خوب پوشش و مستقر كرده بودند ، لشكريان ايران شامل 13000 نفر بفرماندهى كلانتر ميرزا بودند .