در سال 1836 سرگرد ايستكورت با كشتى « فرات » از آن عبور كرد و ستوان سلبى در 1841 از محمره بوسيلهء همين راه تا خليج فارس رفت و برگشت و كمعمقترين قسمت آن بالغ بر نه پا عميق بود . ليارد مىنويسد كه تا مصب در خليج فارس كاملا قابل كشتىرانى است و عمق آن چهار گز ( 1829 متر
Fathom
) است و بالغ بر ربع ميل پهنا دارد و مىگويد عميقترين نقطهء آن در موقع جزر و مد بهارى بيش از سه گز است و بنابراين كشتىها با محمولات سنگين مىتوانند عبورومرور كنند .
از قرار معلوم بعدا تپههاى زيرآبى در دهانهء آن در خليج فارس تشكيل يافته است كه حفرههاى متغير و خطرناك دارد و جزرومد آن تا نه پا مىرسد .
جا دارد بررسى كاملى راجع به اين رودخانه بشود و بوسيلهء لاروبى و يا اقدامات ديگر مىتوان آن را كانال كشتىرانى اختصاصى ايران به رودخانهء كارون ساخت .
من اطمينان ندارم ايرانىها كه در كار تجارت كوشش ندارند ارزش بازرگانى اين رودخانه را مورد اعتنا قرار داده باشند ، ولى ما بايد از توجه نسبت به آن قصور ننمائيم .
چشمانداز
محمره را نخلستانها فراگرفته است و بنابراين سراسر آن خوش - نماست ، اما در جيزبه كه هشت ميلى بالاى رودخانه است اين حاشيهء سبز ناگهان قطع مىشود و از آنجا تا بند قير كرانهها به كلى خشك و خالى است و در بعضى جاها با بوتههاى كوتاه و بيشههاى گز و بيد مجنون مستور شده است . گاهى نيز رودخانههاى خشك و مجراهاى متروك ديده مىشود ، در اين حوزهء سفلى ساحل آن در همهجا كوتاه و همسطح آب است ، اما بالاتر ارتفاع آن نسبت به كف رودخانه زياد مىشود و گاهى به بيست تا سى پا مىرسد .
در اين حدود نيز كارون از لحاظ مقدار آب و وسعت ، رودخانهاى بسيار معتبر است و روىهمرفته بين 300 يا رد تا ربع ميل عرض دارد و در حوالى اهواز پهناى آن به 200 يا رد تقليل مىيابد . در اين موقع سال رودخانه لبريز بود ،