زيراكه همان روزها برف يا بارندگى شديدى در كوهستان شده بود و گل آشفته رنگ آب را مثل قهوه و غلظت آن را مانند جوشير ( پاريج ) زندان كرده بود .
كوركارون
در فاصلهء ده تا دوازده ميل بالاى بهمنشير مجراى سوم كارون واقع شده است كه حالا خشك و خالى است و روزگارى شايد قبل از وجود بهمنشير كارون از آن راه به دريا مىريخته است . اين رودخانهء خشك كه گمان مىرود همان است كه نئارخوس به قصد پيوستن به اسكندر كبير در شوش با كشتى از آن عبور نموده حالا كارون العاميه يا كارونكور « 1 » نام دارد .
افسران بحرى كه با كشتى فرات به سال 1836 تا دريا سير كرده بودند فرورفتگى با عرض دويست يا رد ملاحظه كردند كه در وسط آن هنوز مجراى كوچكى بوده و هنگام جزرومد آب در آن مىريخته و موقع جزر فقط يك پا آب شور در آن مىمانده است . احتمال اينكه همين مجراى اصلى كارون باشد از اين مطلب تأييد مىشود كه جغرافىدانهاى عرب طول نهر حفر شده را چهار فرسنگ يا در حدود پانزده ميل نوشتهاند كه معادل درازى فعلى كارون العاميه تا محمره است بنابراين مىتوان حقا استنباط نمود كه نهر واقع در پايين مجراى اصلى كاملا مصنوعى بوده است .
اين فرض را حقيقت ذيل تأييد مىكند كه گفتهاند در عهد ايلامىها و بابلىها از قسمت پايين كارون به بهمنشير مجرا كنده بودند كه مبدأ آن سبلهء كنونى بوده كه در زمان اسكندر وجود داشته .
اين مجرا را عضد الدوله تعمير كرده و نهر يا كانال جديد نام داده بود .
مقدسى جغرافىدان عرب بالاى بهمنشير را فم العضدى ( جوى عضدى ) ناميده بود .
كانال گبان ( قبان )
از كارون العاميه به فلاحيه پايتخت سابق بنى كعب كه در كنار رودخانهء جراحى است مجرائى است كه به قبان يا گبان معروف بوده
هامش
( 1 ) - اگر اين نام صحيح باشد ، امرى بسيار بعيد مىنمايد ، زيراكه نهرى را كور ناميدن از جهت معنى يا لفظ عربى نيست ، اگر مجرا ديرزمانى خشك و خالى مانده باشد شايد اصلا نام « كارون الا ماء » يا كارون بدون آب بوده است .