تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
در ضمن قبل از اينكه مبادلات تجارتى آغاز شود ، اسكلهء تازه را كه پنجاه يا رد طول دارد شخم زده و بذر كاشته‌اند . در سمت ديگر يا جنوبى كانال خرابهء يك عمارت و برج ايرانى است كه پنجاه سال پيش اقامتگاه شيخ بود و با كمك بناهاى ديگر كه در كرانهء شمالى است در جنگ 1857 سعى شده بود كه از ورود نيروى انگليس به رودخانه جلوگيرى نمايند ، ولى گلولهء توپ ناوها آن موانع را بىاثر ساخت . در سال گذشته ( 1891 ) دولت ايران در اين محل سربازخانه و توپخانه بنا كرده است .

شيرين‌كارى عثمانىها

كشتى كمپانى انگليس و هند در اينجا بازايستاد تا مرا در گمركخانهء عثمانى در فاو پياده كند . مأمورى به كشتى درآمد و حدس اين بود كه به توقف كشتى در محمره كه براى پياده كردنم پيش آمده بود اعتراض كند هرچند كه هيچ‌گونه حق قانونى در آن كار نداشت . محمره بندر ايران است و تركها اختيار دخالت در امور كشتىرانى شركت هند و انگليس در آنجا و يا ساحل مقابل شط العرب ندارند . اين پيش‌بينى راجع به اقدام مأمور آنها چندان هم مبنى بر اشتباه نبوده است ، چون باآنكه در موقع پياده شدنم رفتار زننده‌اى ننمودند بعدا در موقع ورودم به بصره مأمور آنها شكايت رسمى كرد و سوگند ياد كرد كه باوجود اعتراض شديد او ناخداى كشتى پياده‌ام كرده است و بدين‌سبب گمركخانهء بصره كشتى را دوازده ليره جريمه نمود كه عملى به كلى ناروا بود و با خوشوقتى اظهار مىدارم كه نمايندگان كمپانى از پرداخت چنين مبلغى كاملا خوددارى كردند و تا وقتى كه من از آنجا دور مىشدم كشمكش شديد بين طرفين ادامه داشت . اين مطلب را از آن جهت ذكر مىكنم كه شاهد ديگرى است از طرز رفتار ناهنجار مأموران عثمانى در محلى كاملا دور از مراكز ادارى آنهاست كه امكانى براى دخالت عاجل و يا گوشمالى مقدور نيست .

پياده شدن از كشتى

در بلم « 1 » كه قايق بومى است پياده شدم و آن دستگاه
هامش
( 1 ) - معنى اين كلمه اصلا قوزهء پنبه است از اين‌جهت يعنى كرجى كوچك .