درازى است كه به قايق مسابقه شبيه است و بوسيلهء بادبان يا پارو و يا تيرك به جلو حركت مىكند . من در قايقى از نوع اخير سوار و در گوشهء كانال حفار نزديك شهر محمره پياده شدم . در ساحل ديگر كشتى كهنه و متروكى مهار شده بود كه چندين سال پيش به حاجى جابر خان آخرين شيخ اعراب آن حدود متعلق بود .
وى از دولت امتياز كشتىرانى در كارون تا اهواز بدست آورده بود و مىگويند هنگامى كه اين كشتى حامل نفت بود طعمهء حريق شد . بطوريكه گفتهام محمره در حدود يك ميلى بالاى كانال حفار واقع است كه جمع طول آن از شط العرب تا جريان اصلى كارون سه ميل مىشود با پهناى متوسط ربع ميل و عمق از بيست تا سى پا و چنين مىنمايد كه عرض آن به مرور زمان زيادتر شده است ، زيراكه هنگام طغيان آب كرانههاى آن را فرامىگيرد و جزرومد دريا نيز آب بهمنشير ( بهمشير ) را كه دهانهء طبيعى و اصلى كارون است بالا آورده با فشار به مجراى جديد مىريزد .
محمره ( خرمشهر )
كسانى كه به استناد مندرجات درخشان روزنامهها در سه سال پيش با خوشباورى محمره را مركز مهم تجارتى تصور كرده بودند حتما از شنيدن اين حرف سخت دلسرد خواهند شد كه آنجا محلى واقعا خراب و داراى برجى ويرانه است و در حدود 2000 نفر سكنه دارد . ( مىگويند چهل درصد جمعيت بواسطهء وباى 1889 تلف شدند ) و تا حال نيز تجارت خارجى آن بسيار محدود بوده است .
در روزگار قديم در شش قرن پيش هنگامى كه اهواز و شوشتر و دزفول بلاد عمده و محل توجه بوده و تجارتى بارونق داشتند محمره بندر مشهورى بشمار مىرفت « 1 » .
هامش
( 1 ) - در محل فعلى محمره يا نزديك آن اسكندر كبير يكى از چند اسكندريه را بنا كرده بود ، ولى آن شهر را سيل خراب كرد . آنتيوخوس آنجا را تجديد بنا نمود و آنتيوخيا ناميد . بار ديگر سيل شهر را از بين برد و مجددا ساخته شد و آن را چركس ناميدند و چون به تصرف شيخ عرب كه نامشSpasineبود درآمد ، اسپازينى چركس ناميده شد . اردشير بابكان آنجا را در سال 235 ميلادى از نو ساخت و نامش را از كرخه ميسان به استر اباد تغيير داد ( بنابر قول رالينسن مندرج در مجلهء انجمن سلطنتى جغرافيائى ) .