تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
در دهانهء شط العرب لنگر مىاندازد تا در اثر جزرومد عبور از بند مقدور شود . در موقع جزر آب تا هيجده پا بالا مىآيد و در حين جزرومد آب از هشت تا ده پا بالا و پائين مىرود و كشتىهائى با محمولات خيلى سنگين گاهى ناچار مىشوند كه از ميان گل كف رودخانه راه باز كنند و بعضى اوقات نيز تا چند روز در ميان گل گرفتار مىمانند و ظاهرا هيچ‌گونه اقدامى بوسيلهء لاروبى يا وسايل مصنوعى ديگر براى تسهيل رفت‌وآمد كشتىها معمول نشده و اين حاكى از آن است كه آنجا مرز قلمرو عثمانى است . معبر كنونى هم با عبور قهرى در سال 1880 به‌صورت آسان فعلى درآمده است . شط العرب از پيوستن دو رودخانهء دجله و فرات در محلى به نام قرنه كه همان جنات عدن افسانه‌اى است و در پنجاه ميلى شمال بصره واقع است به سمت خليج‌فارس جارى و وارد آن مىشود . ساحل شمالى آن تا حوزهء محمره متعلق به ايران است و كرانهء جنوبى آن سراسر خاك عثمانى است . اين شط در حين ورود به دريا شكل جالبى پيدا مىكند ، يك ميل عرض آن مىشود و بين دو ساحلى جارى است كه بخصوص سمت عثمانى آن بواسطهء رشتهء كمربندى از نخلستانهاى انبوه نيك باشكوه است ولى ساحل مقابل بيشتر شنزار است و در بعضى جاها نيز با مزار مقدسان برخورد مىكنيم .

استحكامات عثمانى در فاو

عثمانىها در اين منطقه خيلى اسباب زحمت ايرانيان مىشوند و اين رفتار ناهنجار بخصوص از تاريخ تشكيل كميسيون ( مرزى ) مشترك انگليس و روس بالغ بر چهل سال پيش كه محمره را متعلق به ايران دانسته بدتر شده است . عثمانىها حضور هر دولت ديگرى را در حوالى شط العرب با نظر بخل و حسادت مىنگرند و از پيشرفت تجارتى محمره و رونق راه بازرگانى كارون حسادت بسيار مىورزند ، زيراكه مقدارى از تجارت بصره و بغداد به راه جديد خواهد افتاد و از طريق گمرك‌خانه‌هاى ايران كالا به داخل اين كشور خواهد رسيد . به اين مناسبت با وسايل گوناگون درصدد ايجاد موانع و كارشكنى و تحريك