خويش را به ولايت كوهستانى گمنام لرستان دادهاند . اين عنوان ارضى دلالتى دوجانبه دارد ، از جهتى به سرزمينى اطلاق مىشود كه مسكن تيرهها و طايفهء لر است و يا ولايت لرستانى كه حضرت والى از خرمآباد بر آن حكومت دارد .
به معنى اول مىتوان گفت كه لرستان شامل تمام سرزمين كوهستانى است كه از دشتهاى دجله و جبال مرزى تا حدود اصفهان و فارس در سمت شرقى امتداد مىيابد و از نواحى كرمانشاه و همدان در شمال تا حوالى خوزستان در طرف جنوب . طوايف عمدهاى كه در اين رشتههاى كوهستانى استقرار دارند با عناوين متعدد فيلى ، بختيارى ، كوهكيلويه و ممسنى همگى تحت عنوان كلى لرها درمىآيند ، هرچند كه بعضى از تيرههاى آن اين نام و عنوان را رها كردهاند .
از لحاظ دلالت محدود و ادارى كه در اين فصل منظورم خواهد بود لرستان ايالتى است كه نخست و اكثرا منطقهء لرهاى فيلى است و سرزمين آنها لرستان صغير خوانده مىشود و بوسيلهء آب از رودخانهء دزفول از لرستان بزرگ كه محل طوايف بختيارى است جدا مىشود . طوايف مزبور صفات مميزه و علايق ديگرى دارند و سامان ايشان به سرزمين بختيارى موسوم شده است . از اينرو تقسيمبندى منظور من مشتمل بر سه دسته مىشود لر كوچك يا لرهاى فيلى ، سرزمين بختيارى و تيرههاى ديگر طايفه لر و بعد از احراز اين مقصود بررسى خود را به حوزهء خوزستان مىكشانم كه در سمت جنوبى مرز ادارى مشترك با لرستان دارد و قسمتى از لرهاى نواحى جنوبى ساكن اين ولايتاند كه وسعت آن تا مصب دجله و فرات در خليجفارس امتداد دارد .
اصل و تبار لرها
اين موضوع كه لرها از چه قوم و طايفهاى بودهاند و از كجا آمدهاند از رازهاى بازنشدهء تاريخ بوده است و خواهد بود . اين طايفه كه تاريخى ندارند و فاقد فرهنگ و ادب و حتى سوابق و سنتاند مسئلهء بغرنجى را پديد آوردهاند كه علم و دانش از حل آن درمانده است . پنجاه سال پيش رالينسن ايشان را قومى ناشناخته و جالبتوجه ناميد و باآنكه در صفحات اين كتاب بيشتر از هر اثر ديگر معلوماتى دربارهء اين قوم مندرج است باز جرأت اين