كه سخت موردعلاقه است به مداخلهء زيانبخش و پيمانشكن اقدام و باج سنگين با بيرحمى تمام دريافت مىكند .
اين ايلات بدون ترديد فضايل و محاسنى هم دارند كه توأم با تبهكارى آشكار و بىندامت است . ايشان حس مهماننوازى و خوشخدمتى دارند و سادهاند و از رسم و كار دلآزار شهرىها بيگانه . از طرف ديگر خشن و جاهل و گاهى داراى طبع ستمگرىاند و بهكار غارت و تاراج مباهات مىنمايند « 1 » . گاهى نيز دزدان زبردست بهشمار مىروند ، به مسئلهء مذهب توجهى ندارند ، ولى تعصب و غيرت در ايشان به حد جنون شديد است و سبب نقارهاى خانوادگى مىشود كه حدوحساب ندارد ، تا آنجا كه شايد تمام افراد يك فاميل قربانى اين اختلاف و نقار گردند . هر مسافر با حسن نيتى كه زياد ايرادگير نباشد آنها را بد نخواهد داشت ، اما ايشان آسان سبب آزردگى يا كفرگوئى انسان مىشوند .
سياست ايران
راجع به رويهء دولت دربارهء آنها قبلا اظهاراتى كرده بودم و جا دارد در اينجا تكرار كنم كه در هيچكارى رفتار دولت ايران مثل اين مورد زيانبخش و ناروا نبوده است . جنگهاى داخلى ايران در قرن گذشته فتحعلى شاه را كه خود ترسو ، ولى نيك زيرك بود متوجه ساخت كه اقتدار پادشاهى فقط با يكى از دو طريق ذيل در ايران قابل دوام است : يا تفوق بارز قدرت نظامى شهريار كه وجود نادر و يا دستكم آقا محمد خان را ايجاب مىكرده است يا سياست نفاق - انداختن در ميان طوايف و ايلات كه وى با پشتكار تمام اهتمام خود را صرف اجراى منظور ثانوى ساخت و جانشينهاى او نيز همين رويه را تعقيب كردهاند .
هامش
( 1 ) - داستانهاى جالب راجع به علاقهء موروثى چپاول كه در ميان باديهنشينهاى آسيا هست نقل كردهاند .
ملكم يكى از سران آنها را در سال 1801 به هند برد و نظرش را دربارهء كلكته پرسيد . چشمان مخاطبش درخشيد و پاسخ داد « جاى ممتازى براى غارت و تاراج است » اين حكايت حرف آن فرانسوى را به خاطرم مىآورد كه وقتى به مقبرهء صاف و صيقلى اهرام بزرگ او را راهنمائى كردند با حالت وجد گفت چه جاى قشنگى براى بيليارد بازى است . حكايت مشابهى را به يكى از سران ازبك نسبت مىدهند ، موقعى كه از جان بيگى بخارا وصف بهشت را مىشنيده است پرسيد آنجا را چپو هم مىتوان كرد ؟ جواب منفى بود پس ، وى اظهار نمود : « من به چنين بهشتى علاقه ندارم » .