ادعا را ندارم كه پرده از مجهولات گذشتهاى كه قابل كشف و تحقيق نيست برداشتهام . آيا ايشان جزو تركها هستند ؟ آيا اصلوريشهء ايرانى دارند ؟
آيا از نژاد سامىاند ؟ اين هر سه فرض طرفدارانى سرسخت داشته است .
ظاهرا از ريشه و شاخهء كردها كه همسايهء شمالىاند بهنظر مىرسند ، زبان آنها كه لغت و لهجهء ايرانى است از زبان كردى چندان متفاوت نيست .
از طرف ديگر ايشان بههيچوجه خوش ندارند كه در زمرهء كردها كه لك شمرده ميشوند محسوب شوند . اكثريت نويسندگان بر اين قولاند كه ايشان از اصل و تبار آريائى و بنابراين ايرانىاند و پيش از ورود تازيان و ترك و تاتار در اين سرزمين بودهاند .
رالينسن مىنويسد زبان آنها از فارسى قديم گرفته شده است كه با پهلوى زمان ساسانى تجانس ، ولى از جهاتى با آن تفاوت دارد . حال كه مىتوانيم با احتمال بسيار قوى قبول كنيم كه ايشان بازماندگان نسل و نژادى ممتازند پس احتياجى به اين گفتار نيست كه بعضى از نويسندگان اصل آنها را از ناحيهء باكتريا ( بلخ ) پنداشتهاند « 1 » و همينقدر كافى است كه اعتراف كنم آنها از نسل و نسب ايرانىاند و از قرنها پيش در اين نواحى كوهستانى خويش زيستهاند .
نام فيلى معنى شورش دارد ، اما كلمهء لر نزد ايرانيان جديد مفهوم دهاتى و سادگى داشته است و بين پارسى و لر متقابلا علاقهاى نيست .
تعداد آنها
راجع به عده و آمار لرها نيز نمىتوان با اطمينانخاطر نظرى اظهار نمود . در سال 1836 رالينسن عدهء لرهاى فيلى و تيرههاى ايشان را 56000 خانوار ذكر كرد . در 1843 ليارد جمعيت آنها را 49000 خانوار برآورد نمود و در همين سال رالينسن جمع عدهء بختيارىها و وابستگان به اين دسته را 28000 خانوار و ليارد 37700 خانوار نظر داد .
هامش
( 1 ) - بعضىها دراينباره تا آن اندازهاى زيادهروى كردهاند كه مىگويند بختيارىها از همراهان اسكندر بودهاند كه در آسيا بازماندهاند و در تأييد اين پندار خود كه بسيار مورد تأمل و ترديد است به شباهتى كه بين رقصهاى يونانى و بختيارى هست استناد مىكنند .