دو تيرهء عمدهء پيشكوه گولكها و سلورزىها هستند كه به دستههاى فرعى اماله و بالاگريوه و سيلاسيلا و ديلقان كه در دورهء رالينسن و ليارد عناوين اصلى ايشان بوده است منقسم شدهاند ، ولى دستههاى فرعى يا تيرههاى اين طوايف از آن موقع به اين طرف نام خود را برگرداندهاند . از اينرو ذكر آن عناوين حاصلى ندارد ، اما در ميان تيرههاى بالاگريوه ، ديركوندها زبردستى ديرين خود را در كار فتنهانگيزى و راهزنى از دست ندادهاند .
درحالحاضر آنها پيروان مير حاجى خان مىباشند كه وى با برادرزادهء خود مير نامدار خان دشمنى ديرين دارد . هردو اين حضرات از غارتگران كلان بشمار مىروند و هرگاه باهم در نزاع و جدال نباشند آفت جان و مال مسافران جادهء دزفول - خرمآباد مىشوند كه گمان مىكنم به مصداق دزد بهتر دزد مىگيرد از طرف دولت به اين كار مأمور مىشوند و از قرار معلوم در ازاى اين خدمت اجر و پاداش دريافت مىدارند كه چون دولت اين مقررى آنها را به ندرت پرداخت مىكند ، براى تجديد كار و پيشهء خويش بهانهاى پيش مىآورند .
خرمآباد
گفتهام كه خرمآباد فعلا حاكمنشين لرستان است . اين امتياز بواسطهء وضع مركزى شهر و مزاياى طبيعى آن از قرون وسطى مانده است « 1 » ، تختهسنگ منفردى در دهانهء گردنهاى سر به فلك كشيده و آن بر جلگهء حاصلخيزى مشرف است .
شهر جديد در دامنهء اين كوه و داراى 2000 نفر جمعيت است . بر قلهء اين صخره ، بالاحصار يكى از قصرهاى ويران اتابكان واقع شده است كه با برج و باروهاى خراب خود بىشباهت به استحكامات راهزنان ساحل رن نيست .
در اين محل سروران مختار آن به آداب و تجمل شاهانهء قرون وسطى مىزيستهاند .
آب اين كاخ بوسيلهء نقب عميقى كه تا چشمهء عالى پائين آن كنده بودند تأمين مىگرديده است . در داخل برج قديم محمد على ميرزا فرزند ارشد فتحعلى شاه كه حاكم لرستان بود براى خود قصرى ساخت كه فعلا به حال ويرانى است .
هامش
( 1 ) - مىگويند خرمآباد همانSamhaقرون وسطى است و قصر آن را دز سياه مىناميدهاند .