تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بلندتر خنك كه در تابستان سوزان زندگى قرين آسايش را ميسر ميسازد نقل مكان مىنمايند . قشلاق و ييلاق ( كه از قشق بمعنى زمستان و ييل بمعنى تابستان از كلمات تركى است ) دو مرتبه در سال هنگام رفت و بازگشت ايلات پيش مىآيد ، اصطلاحات فارسى گرمسير و سردسير نيز دال بر همين معنى و منظور است . در آغاز فصل مىتوان اين باديه‌نشين‌ها را در حال حركت مشاهده نمود و چادرهاى سياه خود را كه از پوست بز فراهم مىسازند و آن را با نهايت سهولت نصب و جمع مىكنند بر دامنهء كوه‌ها برافراشته ديد و گله و رمهء آنها علامت عبور اين ايلات است . در ساير مواقع نيز در ولايات ديگر ايران خاصه حدود و سامانى كه من قصد بحث آن را دارم هرگاه مسافر از راههاى معمولى عبور كند با خيمه‌گاه آنها برخورد مينمايد و در همين قرن نوزدهم اقتصاد و طرز زندگانى زمانهء قديم را مىتواند تماشا كند .

عناصر بيگانه

در صحايف اين كتاب ملاحظه كرده‌ايد كه جمعيت ايران چندان خالص نيست ، زيراكه اين سرزمين در مسير لشكركشىهاى پىدرپى واقع گرديده و بارها در زير قدم متهاجمان افتاده و گاهى نيز ديرزمانى در چنگ حكمرانى ايشان فرومانده است و به همان نسبتى كه اين امواج انسانى جزرومد داشته ، بار گرانى نيز در سرزمين ايران باقى گذاشته است . در اينجا اكثر مردم از قوم و نژاد ايرانىاند ، ولى مذهبى عربى و دودمان فعلى پادشاهى ، از اصل و تبار ترك دارند و اين موجبات كافى است كه تاريخ آن را طوفانى نموده باشد . از همين عناصر بيگانه كه به ايران نفوذ و يا مهاجرت كرده‌اند و در اين‌جا ماندگار شده‌اند ، بخش عمده‌اى از عدهء باديه‌نشين آن تركيب يافته است .

ايلات ايران

بر سبيل اختصار ايلات ايران را به چهار دسته مىتوان تقسيم كرد ، ترك‌ها ( كه از نسل و تبار تركمن يا تاتارند و ايشان را نبايد با آل عثمان كه شاخهء ديگرى از همين شجره‌اند اشتباه كرد ) عربها ، بلوچها و دستهء بزرگ بىنام ديگر كه گاهى از ناحيهء كسانى كه حامى اصل و ريشهء ايرانى ايشان‌اند