شهرت و استحكامات آن اصلا به افغانها مربوط مىشود كه در سال 1791 آنجا را تصرف كردند و سرانجام در 1801 از اين محل اخراج شدند . آنجا در سال 1795 آخرين صحنهء غمانگيز سرگذشت كوتاه ، اما درخشان لطفعلى خان شد كه از كرمان به بم گريخته بود ، ولى باز دچار خيانت گشت و يكى از سركردهها كه قهرمان زند به قول او اعتماد نموده بود ، وى را به پادشاه سنگدل ، خواجهء قاجار تسليم نمود و همين كه شاهزاده به عزم فرار سوار اسب شد ، اسبش را هدف تير قرار دادند و خود او نيز به زمين افتاد و اسير گرديد و خواجهء بىرحم چشمان جوان دلير را با دستهاى خود از حدقه بيرون آورد و او را روانهء تهران ساخت كه در آنجا با وضع فجيع به قتل رسيد .
پادشاه به ياد آن اقدام ظفر نمون در همانجا از كلهء 600 تن از پيروان رقيب خود منارى برپا ساخت كه تا سال 1810 باقى بود و سر . اچ . پوتينگر آن را ديده است .
بم هنگامى كه يكى از شهرهاى سرحدى و در معرض تاختوتاز افغانها و بلوچها بود اهميت بسيار داشت و از آثار گذشتهء آن قلعههاى ويرانى است كه در آن حوالى ديده مىشود . اين نام و نشان سابق اكنون پاك از بين رفته و با همين چند كلمه ما نيز با بم و همهء آن حوالى توديع مىكنيم .
بلوچستان ايران
در مسير خودمان به حدود جنوبى ايران اينك به ايالت وسيع و تا حدى نامحدود بلوچستان ايران مىرسيم كه در صورت فعلى خود طى سى سال اخير تشكيل يافته و دخالت و تأييد دولت انگليس در اين كار تأثير زيادى داشته است ، از اينرو باز با امر سياست و نقشهپردازى سروكار پيدا مىكنيم .
در هيچ اثر و كتابى كه تاكنون انتشار يافته است شرحى حتى مختصر يا رضايتبخش در باب بلوچستان بطور كلى ديده نمىشود ، مطالب لازم در دسترس نويسندگان قبلى نبوده تا از عهدهء آن كار برآيند . بنابراين چنين مىنمايد كه من زمينهء تازهاى را در اين باب آغاز مىكنم و بنابر جريانات و وقايع اخير است