تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
زيراكه ارتفاع معمولى آن از 2000 پا بيشتر نيست و تا 500 پا تنزل مىكند و در نقشه به‌صورت چشمگير و بارز سفيد و خالى است و كمتر مسافرى از آن عبور كرده است و هرگاه كسى يك بار اين كار را كرده باشد به هيچ‌وجه آن را تكرار نخواهد كرد . ماركوپولو از آنجا عبور نموده ، اما اين سياح ونيزى خستگىناپذير به كجا كه نرفته است ؟ در قرن بعد فرياراودوريوس كه آن را درياى شن خوانده درباره‌اش چنين نوشته است : « اين دريا به راستى حيرت‌انگيز و خطرناك است و هيچ‌كدام از ما به رفتن آنجا علاقه‌اى نداشته‌ايم ، زيراكه فقط شن خشك است و هيچ‌گونه نم و برودتى در آنجا نيست و مثل دريا با هر طوفانى دستخوش تغيير مىشود و مانند دريا هم توليد امواج مىكند و به همين دليل بسا كسان كه از آن عبور مىكردند گرفتار و غرق و در زير شن مدفون شدند ، چون باد اين شن‌ها را حركت و در جهت وزش خود هر طرف تپه‌هائى تشكيل مىدهد » . خانيكف دشت لوت را در سال 1859 از نه به كرمانشاه « 1 » عبور كرد . هيأت مرزى گلداسميد به سال 1871 در حاشيهء آن بودند . سرهنگ استيوارت در سال 1882 به داخل آن سفرى نمود . ستوان گاليندو در 1887 و 1888 دو بار از ميان آن عبور كرد : يك دفعه شش و بار ديگر پنج روز طول كشيد . در يك مسير كمربندى كه به كلى بىآب بود و شرح او با آنچه يكى از برادران روحانى ( خلفا ) 550 سال پيش از او نوشته بود انطباق دارد . او نيز شباهت حيرت‌انگيز موج‌هاى شن را با امواج دريائى خروشان خاطرنشان ساخت . بعد از اين موجها قطعات وسيع خالى از جنس ريگ سياه هست
هامش
يك جا به‌كار مىرود و مىگويند فلان كس لات‌ولوت است يعنى گدا و پاك ندار است . از همين لوت كلمهء فارسى لوطى گرفته شده است . ( 1 ) - غير از كرمانشاه غرب است . م
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 306 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى