تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
سال بعد نيز پوتينگر و كريستى داوطلب انجام مأموريت مشابهى در بلوچستان شرقى شدند و در لباس گماشته‌هاى انگليسى يك تاجر اسب مقيم بمبئى مسافرت خود را شروع كردند . در نوشكى پوتينگر از كريستى جدا شد و در منطقه‌اى كه فعلا بلوچستان ايران است در لباس زائرى مسلمان به سير و سفر پرداخت و ما اولين اطلاعات معتبر خود را راجع به آن حدود مديون كار و زحمت او مىباشيم . در 1831 حاجى عبد النبى يكى از هوشمندان افغانى را سرگرد ليچ « 1 » كه مأمور دولت انگليس در كلات بود به مأموريت مشابهى فرستاد . سپس در سال 1869 سر . اف . گلداسميد وارد صحنه گرديد تا دربارهء خط سير سيم‌هاى تلگرافى در سواحل مكران از كراچى تا گوادر كه بعدا به جاسك هم امتداد يافت تحقيقاتى معمول دارد . سپس وى تا ده سال برجسته‌ترين صاحب‌نظر ما راجع به اين حدود شده و بررسىهائى كه انجام داده و اطلاعاتى كه در اين زمينه جمع كرده اساس كار مذاكرات مرزى و رأى نهائى سال 1 - 1870 شده است كه ذيلا به تعريف آن مىپردازم .

داستان مداخلهء ايران

در نيمهء اول قرن هيجدهم بلوچستان يعنى سرزمين واقع بين رودخانهء هيرمند و درياى عربستان و بين كرمان و سند و حوالى آن در حين لشكركشى نادر شاه كه قابل استقامت نبود در دست دولت ايران افتاد و در آنجا حكومت‌نشين جداگانه و دست‌نشانده‌اى ترتيب داد و بمناسبت عنوان طايفهء عمده و كثير آن حدود نامى بر آنجا نهاد كه تاكنون باقى مانده است و در سال 1739 نصير خان براهوئى را به‌سمت بيگلر بيگى سراسر بلوچستان منصوب كرد . تا وقتى كه نادر شاه حيات داشت البته اين حكومت‌نشين تازه تأسيس هم تابع ايران بود ، اما بعد از مرگ او ضمن پراكندگىهاى ديگر كه اتفاق افتاد حاكم زيرك مزبور نيز ابتدا از حكومت احمد شاه دورانى افغان كه نيرومندترين سلطان همجوار بود تبعيت نمود و سپس چون او از بين رفت خود علم استقلال برافراشت .
هامش
( 1 ) -Leach
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 310 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى