اين مسافران سعى نمودند كه عمق آن را معلوم كنند و با وجود به كار بردن ميلههاى آهنى توانستند فقط قطعات نازكى از آن جدا سازند . اهالى آن حدود مىگفتهاند كه چند پا ضخامت دارد . اين سياحان براى احتراز از تابش قوى آفتاب از آنجا در مهتاب شب عبور و عرض آن را 25 ميل و طولش را بيشتر برآورد كردهاند . اين درياى شوراب منجمد شايد در دنيا نظير ندارد » .
اين است وضع ظاهرى دشت كوير كه فقط با تحمل سختىهاى فراوان بوسيلهء جادههائى كه بلندتر از راههاى معمولى است مىتوان از آن عبور كرد و مىشود اظهار داشت كه در سراسر پهناورى عظيم خود ، ايران شمالى را از نواحى جنوبى به كلى جدا كرده و همان قسم مانع سنگينى طبيعى و غيرقابل عبورى بين اين دو ناحيه ايجاد نموده است ، همچنانكه عامل كاملا متضاد طبيعى ديگر ارتفاعات مهيب هيماليا ، هندوستان را از تبت جدا ساخته است و هرگاه روزگارى قضاوقدر جدائى شمال و جنوب ايران را ايجاب كند به زحمت و كار و يا هزينه و بار سنگين تعيين حدود احتياجى نخواهد بود .
دشت لوت
از دشت كوير يا صحراى بزرگ نمكزار توجه خود را به دشت لوت يا شنزار عظيم كه خراسان را در سمت جنوب شرقى از كرمان جدا مىكند معطوف مىسازيم همان دشتى كه سطح متوازى الاضلاع غمانگيزى را بين شهرهاى نه و طبس در شمال و كرمان و يزد در جنوب اشغال كرده است . البته اين شنزار بزرگ بىنمك نيست و برعكس نمك از عمدهترين تركيبات آن است ، اما عنوان كوير نيز به آن نتوان داد ، به اين معنى كه پوشيده از قشرى شوره يا باتلاق شور باشد كه بيشههائى ضعيف صحرائى ايجاد مىكند كه در قدر و تعريف آن مىتوان گفت كه هيچ كوير ديگرى اين مزيت را ندارد .
لوت كه بعضى از منتقدين بسيار هوشمند سرسرى سعى نمودهاند كه آن را با لت كتب مقدسه ارتباط بدهند « 1 » در ارتفاع پائينتر از دشت كوير واقع گرديده ،
هامش
( 1 ) - ژنرال شيندلر در سال 1887 نوشته است كه كلمهء لوت به معنى لخت و عور است و دشت لوت هم يعنى صحراى خشكوخالى . كلمهء لات ( اصلا به معنى تكه و قطعه است ) غالبا در كلام مردم بالوت