تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
به دامغان و دومى از انارك به سمنان مىرفته در بين راه از دشت كوير واقعى گذشته‌اند مشاهدات ايشان متفاوت است . ستوان گاليندو مىنويسد : « زمين كاملا هموار بود . ابتدا بيشتر گل سياه و گاهى نيز قطعات نمك سفيد و حوضچه‌هائى از آب سبز است ، ولى رفته‌رفته نمك زيادتر و سخت‌تر مىشود و تقريبا به شكل قطعه‌هاى سفيد نشكن درمىآيد و حوضچه‌هاى آب سبز شبيه آبهائى كه از دريا در سنگلاخ‌هاى ساحل باقى مىماند . مبالغه نيست اگر اظهار دارم كه در سراسر راه ( تقريبا 26 ميل ) لاشه‌هاى شتر ديده مىشود و در مراحل مختلف اين نمكزار بطور متوسط هر 200 متر يك مردار شتر افتاده است » در ساير جاها نمكى نيست ، اما « مثل اين مىنمود كه همهء گل‌هاى شور رقيق كه در حال جوش و فوران بود ناگهان راكد و سخت شده و سطح زمين را سوراخ‌هاى گرد شياردار ساخته بود و همه تقريبا عمق متساوى داشت و بعضىها دو سه پا عميق بود . در بين اين سوراخ‌ها برآمدگىهاى كوچك گلى است كه بعضىها سفت و سخت و بعضى ديگر مثل حباب‌هاى گلى است . اين سوراخهاى خطرناك را ورقه‌هاى باريكى مخفى كرده است و در موقع عبور آب بانهايت احتياط بايد حركت نمود و از برآمدگى به برامدگى ديگر قدم بگذارند و گرنه پا خواهد شكست . از ديگر خط سيرها ، عبور كاملا غيرمقدور است » . ستوان وگان راجع به حوزهء غربىتر آن‌جا چنين نوشته است : « وقتى كه گردنه را ترك كردم در خم ناگهانى جاده بانهايت حيرت چيزى در جلو ما نمودار شد كه ابتدا مثل درياى منجمد مىنمود و در طرف راست تا آنجا كه چشم مىديد به وجه درخشانى امتداد داشت . با دقت بيشترى معلوم شد كه آن نمك است كه به‌صورت ورقهء شفاف عظيمى درآمده بود و بر سطح آن در بعضى جاها حوضچهء آب باريك كبود مشهود بود . در جهت شمالى به فاصله‌اى دو رشته تپه‌هاى كوتاه سرخ‌رنگ به‌نظر مىرسيد . بخار خاصى كه شايد بواسطهء تبخير آب باشد در سراسر آن صحنه ديده