تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
همان زمانى كه تازيان بر كشور او مىتاختند چندى در آنجا فرمانروائى كرد ، سپس آل بويه و سلجوقيان و پادشاهان خوارزمى ( خيوه ) و طايفهء قراختائيان تا سال 1300 ميلادى در آنجا حكومت داشتند . كرمان يكى از حوزه‌هاى نسطورى و از اين لحاظ تابع مركز فارس بود . اين شهر چندين بار از شرق و غرب مورد تهاجم و خرابى واقع و به حملهء بلاخيز چنگيز خان و تيمور و افغانها دچار شده است . نادر شاه نيز با قهر و قدرت آنجا را گرفت . در پايان قرن گذشته كرمان به دو علت باز شهرتى فراوان يافت : يكى آنكه ميدان دلاوريهاى قهرمانى نيك نهاد شد و از سوى ديگر عرصهء عمليات وحشيانهء شهريارى خودسر و ظالم گرديد . در همين‌جا جوان شيردل لطفعلى خان كه آخرين پادشاه خاندان زند بود چند ماه در سال 1794 با شجاعت بسيار در مقابل پادشاه خواجهء قاجار آقا محمد خان استقامت نمود . سرانجام وى در اثر خيانت به دام افتاد و هرچند كه خود او گريخت ، اما اين شهر گرفتار غضب وحشيانهء پادشاه فاتح گشت و او سه ماه كرمان را به دست غارت و كشتار سربازان خود داد و مىگويند تا 35000 جفت چشم در ظرف‌ها نزد او نبردند راضى نشد . هر بنا و عمارتى با خاك يكسان شد و 000 / 30 زن و كودك را به اسيرى بردند . اين شهر را فتحعلى شاه در بخش شمال غربى محل سابق تا حدى تجديد بنا كرد . در حدود سى سال پيش كرمان بواسطهء حكومت مدبرانهء وكيل الملك به رفاه بسيار رسيد و باآنكه او حاكمى سختگير و طماع بود باز ابهت و اهميت ديرين اين شهر را تجديد نمود .

شهر نو

آثار شهر كهنه در بيرون ديوارهاى شهر جديد تقريبا سه ميل مساحت را اشغال كرده است و قلعهء ويران بزرگى بر آن مسلط است كه ميگويند اردشير ساخته است و قلعهء دختر نام دارد و آن بر دامنهء سنك پرشيبى واقع و بوسيلهء برج و باروهاى گلى احاطه شده است و چنان كه در ايران مرسوم است شش دروازه و خندق عريضى دارد . مانند يزد ، در اينجا هم قلعه و ارگى هست كه مقر حاكم است .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 297 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى