در كرمان نيز كوههاى تيرهفام از فاصلههاى نزديك گرداگرد شهر را فراگرفته است ، در صورتى كه قلههاى پربرف كوههاى بلندتر در طرف شمال غربى مشرف بر شهر و همواره چشمانداز دلپذيرى است . شايد احتياج به ذكر نباشد كه ابنيهء عمومى شهر چندان مهم نيست ، تنها ساختمان عمدهء آنجا مسجد جامع است كه به سال 1349 ميلادى بنا شده است و مدرسهء دو طبقهء ابراهيم خان و قبهء سبز كه بناى گرد و گنبددارى است ، تاريخ ساختمان آن 1155 ميلادى است ، در آنجا قبر مرمرى آسيب ديده و آثار روكوب كاشىكارى كبود واقع است .
مىگويند اين شهر 000 / 40 نفر جمعيت دارد . پوتينگر نوشت كه در سال 1810 در آنجا كليمى ، هندو يا ارمنى نديده بود ، ولى حالا از هر سه اقليت ديده مىشوند . هندوها در حدود 40 نفرند و از حيث قيافه و لباس ايرانى شدهاند ، بعلاوه عدهء زيادى زردشتى در اين شهر اقامت و محل جداگانه دارند .
استك اظهار يكى از زاهدان محلى را ذكر نموده كه يك قرن قبل پيشگوئى كرده بود كه اصفهان را آب خواهد برد و يزد را طوفان شن خراب خواهد كرد و كرمان زير سم اسبان خواهد افتاد و مىافزايد كه روزى مردم كرمان بيدار مىشوند و تپهء سعيديه شمال را از خيمهها سفيد خواهند يافت و معلوم خواهد شد كه كار تمام شده است . من اين سخن او را باور مىكنم ، اما استنتاج او را قبول ندارم چون عواملى هستند كه نگذارند اسبها از سمت شمال ( مقصود روسهاست . م ) وارد شوند .
تجارت
بازارهاى كرمان كه بلند و دلپذير ساخته شده است و كاروانسرا - هايى كه متعدد و زيباست « 1 » برازندهء نام و شهرت تجارتى اين شهر است . وارداتش از انگلستان و هند و چين و همان نوع اجناسى است كه به يزد هم وارد مىشود . مصنوعات عمدهء داخلى در درجه اول نمد است كه خيلى ماهرانه و دلپسند مىبافند . فرشهاى
هامش
( 1 ) - در سال 1871 سرهنگ اسميت گزارش داده بود كه در آنجا 32 حمام عمومى ، 28 كاروانسرا ، 120 كارگاه شالبافى ، 80 كارخانهء پارچههاى نخى و 6 كارخانهء ممتاز فرشبافى بود . در سال 1879 ژنرال شيندار نوشت كه 42 مسجد ، 53 حمام عمومى ، 5 مدرسه ، 50 مكتب ، 4 بازار بزرگ و 22 بازار كوچك و 9 كاروانسرا داشته است .