شهر قديم يا بخش جنوبى هفت محله و سه دروازه دارد . آب با مجارى زيرزمينى به شهر مىآورند و مىگويند هفتاد تا از اين مجارى هست كه از شيركوه در طرف جنوب و جنوب غربى كشيده شده است . آبانبارهاى گنبددار كه پلههاى پرشيب دارد از افتخارات يزد بهشمار مىرود و گرنه ابنيهء عمومى آن كه مىگويند شامل پنجاه مسجد و هشت مدرسه و شصت حمام عمومى است هم از لحاظ تعداد و هم اهميت درخور اعتنا نيست ، تنها بنا كه حائز اهميتى است مسجد جامع است كه درون ارگ واقع شده و ساختمان آن را به امير چخماق كه از سرداران تيمور بود نسبت مىدهند « 1 » . نماى كاشىكارى كبود و منارههاى رفيع آن باآنكه خود بنا در حال ويرانى است جالبتوجه است .
جمعيت يزد كه مىگويند در اول اين قرن 000 / 100 تن بود در سال 70 - 1860 به 40000 نفر پائين آمده است و با حومه حالا تا حدود 70000 و 80000 نفر مىرسد و در ميان آنها از همه عناصر ديده مىشوند . يهوديان كه 2000 نفرند ( حالا ناگزيرند نوارى به رسم علامت بر لباس خود نصب كنند ) عدهاى نيز هندو در آنجا سرگرم تجارتاند ( در سال 1860 سر . اف . گلد اسميد 17 تن و در 1871 پنج تن ديده بود ) جمعيت كثيرى هم زردشتى در اين شهر اقامت دارند .
زردشتيان
در نظر انگليسىها شايد اين طايفه از هرچيزى بيشتر در يزد موردتوجه باشند . در اينجا طى قرنها اين جماعت شريف زيسته و اين شهر و نقاط مجاور آن را كه ايشان دهات مختص به خود دارند از بركات صنعت و كار خستگى - ناپذير و فضايل اخلاقى خويش بهرهمند داشتهاند و درحالىكه مورد حمايت و عنايتى نمىباشند گاهى آسيبهائى ديدهاند .
عدهء آنها را در دورههاى مختلف اين قرن به تفاوت از 3500 تا 7000 نوشتهاند
هامش
( 1 ) - مؤلف را در اينمورد اشتباهى است ، مسجد جامع يزد « قرن پنجم هجرى قمرى بدست ابو على فرامرز داماد ملك شاه سلجوقى ساخته شده و سپس در قرن هشتم بدست سيد ركن الدين ( كه پسرش سيد شمس الدين وزير اوقاف ايلخانان بوده ) مساحت و ساختمان آن وسعت يافته است . م .