بىانتها مورد رسيدگى و تحقيق واقع نشده است و يا آنكه اصلا قابل تحقيق و بررسى نيست و اين مطلب شامل منطقهاى است كه در اين فصل موردنظر ما است ، اگرچه در طى سالهاى اخير حكومت هند عدهاى از افسران انگليسى را به تحقيقاتى در اين نواحى ايران مأمور كرده است و نقشهء مندرج در اين كتاب كه تا حد زيادى نتيجهء كار و كوشش آنهاست خود گواهى است كه قسمتهاى خشكوخالى كمتر از سابق شده است ، در صورتى كه مناطق بدبختانه بىحدواندازهء اين دو بيابان بسيار عظيم شايستهء بررسىهائى است كه دولت ايران تا پايان عهد و زمانه هم از عهدهء انجام آن بر نخواهد آمد .
شهرها و صحراها
ابتدا راجع به شهرها و سپس دربارهء صحراها صحبت خواهم كرد و بعد از اين دو مطلب به موضوع جالبتوجهى كه كمتر كسانى اطلاعاتى راجع به آن دارند يعنى بلوچستان ايران خواهم پرداخت .
يزد و كرمان
هر بخش متمايزى از سرزمين ايران شهر پرجمعيتى مختص به خود دارد . در شمال غربى تبريز است در شمال تهران ، در شمال شرقى مشهد ، در مركز اصفهان و در جنوب شيراز ، ايالاتى كه در اين فصل مورد بررسى است دو شهر دارند كه وضعشان از همين قرار است يكى يزد و ديگرى كرمان . يزد در 200 ميلى ( از جادهء كاروانى ) جنوب شرقى اصفهان و كرمان در 380 ميلى بندر عباس واقع است . هر دو از شهرهاى مشهور و پرجمعيت محسوب مىشوند و هردو هم بوسيلهء تجارت مصنوعات محلى و دادوستد خارجى زندگى مىكنند و هردو از جهات ظاهر و عادات وضع مشابهى دارند ، هرچند كه از لحاظ ميزان جمعيت و مقدار ثروت و عمران و رفاه عمومى يزد از كرمان جلوتر است .
تاريخ يزد
يزد را كه حاكمنشين ناحيهاى با همين نام است از سمت شمال بوسيلهء جادهء كاروانى از كاشان از راه نائين و يا از اصفهان و از طرف جنوب هم بوسيلهء جادهء كاروان از بندرعباس و معمولا نيز با شتر وارد مىشوند و به رسم مبالغهآميز ايرانى دار العباده لقب دارد كه چندان هم بىدليل نيست ، زيراكه اهالى