تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كه اين گفتار معروف را كه حالا ضرب‌المثل محلى شده است اقتباس و تكرار كرده‌اند : « براى خوشبخت زيستن مرد بايد زن يزدى بگيرد ، نان ايزد خواست بخورد و شراب شيراز بنوشد » . انگليسىها يزد را تا اين قرن چندان نمىشناخته‌اند . كريستى از پوتينگر در بلوچستان جدا شد و در سال 1810 هنگام بازگشت از هرات به اين شهر آمد . نويسندگان ديگر نيز كه نامشان در اين كتاب آمده است در رفع اين بىاطلاعى تشريك مساعى كرده‌اند .

اندازه و تركيب شهر

يزد مانند ديگر شهرهاى نسبتا قابل‌توجه ايران در دشت شنزارى واقع و بوسيلهء رشته‌هاى جبال از دو سمت جنوب و شمال محدود شده است ، بخصوص كوههاى جنوبى حواشى پرشيار و برجسته دارد . در همهء حوالى شهر كه از قرار معلوم سابقا حدود وسيع‌ترى داشته ، زمين‌هاى ويرانه فراوان ديده مىشود . از طرف شرقى هم باد و طوفان همواره شن و خاك مزاحم را به ديوارهاى شهر فرومىريزد . در مدخل جديد و در ارگ مركزى كه در وسط شهر برجستگى دارد با بناهاى وسيع برخورد مىكنيم و برج‌هاى بادگير و مناره‌ها و سردر مسجد جامع نيك جالب‌توجه است . شهر جديد تقريبا دو ميل و ربع پهنا دارد ، ولى چنان كه در قديم بوده است حالا ديگر با ديوار محصور نيست . از طرفى هم ارگ كه در مركز شهر بوده و اكنون ويران است و يا در آنجا ساختمان كرده‌اند هنوز دو رديف ديوار دارد با خندق پهن و عميق كه جلو استحكامات خارجى واقع گرديده است . در ارگ كه ناحيهء مستحكم شهر و اقامتگاه حاكم است ديوارى به ارتفاع سى تا چهل پا ديده مىشود ، ولى اين استحكامات كه با گل و خشت خام ساخته شده است ارزش نظامى ندارد . اين شهر و توابع آن واجد كمترين وسيلهء دفاعى است . شهر به دو بخش تقسيم شده است قديمى و جديد كه بوسيلهء ديوارى كه دو دروازه دارد از هم جدا شده‌اند .