تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
ناحيه شبه‌جزيرهء بوشهر را به خشكى مربوط مىسازد و مساحتش تقريبا چهل ميل است . براى حضراتى كه از نعمت مهمان‌نوازى نمايندهء رسمى بريتانيا در آنجا بهره‌مند باشند و قايق موتورى او در اختيار باشد ، از برازجان به شيف راه نزديك‌ترى نيز هست كه حدود 25 ميل مىشود كه بوسيلهء راه كوتاه بحرى كه جزو سرويس ساحلى بوشهر است مسافر سعادتمند را به مقصد سفر او مىرساند . جادهء شيف مانند ميز بيليارد صاف و نرم است و خراميدن بر آن بر سرعتى كه متناسب با حركت قاطرهاى باركش باشد كار دشوارى نيست . در خوشاب اهالى سخت سرگرم تكان دادن ملخ‌ها از شاخه‌هاى خميدهء درختان گز بودند و با ولع سرشار آنها را در كيسه‌ها جمع مىكردند تا بر سفرهء ناهار تناول شود . در اينجا من از تيرهاى تلگراف كه از جهت جنوبى به احمدى مىرفته است جدا و در سمت مغرب عازم شيف شدم . در راه عدهء كثيرى دراج ديدم كه به عادت كلى همهء حيوانات شكارى از آدم بىاسلحه و سواره به همان اندازه باكى ندارند كه از شكارچى پياده مسلح ترسناكند . باآنكه هوا ملايم و مطبوع بود بر سطح شنزار داغ ، سراب جلب‌توجه مىكرد و چون دريائى مىنمود كه همواره واپس مىرفت و جزاير كوچكى كه پىدرپى به تپه‌هاى حقير تبديل مىگرديد . قدرت منحرف‌كنندهء سراب غالبا به همان اشياء نزديك سطح زمين محدود مىشود ، اما در اين سطح قدرتش بىنهايت است و چيزىكه از دور مثل كاخ مرمر مىنمايد وقتى كه جلوتر مىرويم فقط اسبى است كه مشغول خوردن يونجه است . سرانجام يك بناى چهارگوش كه برجى هم داشت نمودار و زود معلوم شد كه آن يگانه ساختمان آنجا و كاروانسرا بوده ، قايق موتورى سرهنگ راس ربع ميل جلوتر متوقف و قايقى هم در انتظار ورودم بود كه خوشبختانه از هرسمتى كه دلخواه بود حركتم دهد . با خوشحالى فراوان زين و برگ را از روى يابو برداشتم و با حيوان اسقاط توديع كردم و اين احساس نشاطانگيز را داشتم كه به حمد الله بدون پيش‌آمد خطر سراسر ايران را از دريا تا دريا سير كردم .