آسانترين خط سير بين شيراز و خليجفارس است ، چون واجد هيچيك از دو مزيت نيست .
اين جاده بىتأمل و بر سبيل تصادف خط عبورومرور شده است و شايد به اين دليل بود كه مسافرى ابتدا از آن راه رفت و ديگران از دنبال او رفتوآمد كردند و شايد هم بنابراين دليل بوده است كه مستقيمترين راه بين شيراز و درياست ، اما بايد فراموش ننمود كه از پرشيبترين جاها مىگذرد و حال آنكه راه بهتر و آسانترى فراهم بوده است .
اين موضوع كه راه مزبور در يك قرن اخير جادهء حملونقل كالا و رفتوآمد شده است درواقع ناشى از عدم توجه و فقدان رسم ابتكار واليان است . علاوه بر اينكه اين راه از لحاظ تجارتى مزيتى ندارد . از جهت نظامى نيز پاك بيهوده است .
هيچ توپ صحرائى را از اين طريق عبور نتوان داد ، هرچند كه قاطرها قادرند توپخانهء سبكتر را با موفقيت از آن جاده حمل كنند ، ولى براى سوار و پيادهنظام به هيچ - وجه راه متناسبى نيست ، زيراكه بواسطهء تنگى معبر غالبا ناچار مىشوند كه در خط يكنفرى حركت كنند . بنابراين از جهات تجارتى و نظامى بايد راهى انتخاب شود كه حتىالامكان از معابر كوهستانى و كتلهاى منفور دور و هرچه بيشتر به مسير رودخانهها نزديك باشد كه در اين صورت مىتوان از سرازيرىهاى دالكى كتل ملو ، كتل كمريج و تنگ تركان احتراز نمود و از كرانهء رودخانهء شاپور در همانجا كه لوحههاى ساسانى را ديدهايم در امتداد رودخانه حركت كرد و از ارتفاعاتى كه مشرف بر جلگهء كازرون است اجتناب و سپس از انتهاى دشت برم و جلگهء درختان بلوط عبور نمود و بدينوسيله از كتل دختر و باز اگر از دو ميلى شرقى جادهء فعلى حركت كنيم كه به دشت ارژن خواهد رسيد ، كتل پيرهزن را نيز كنار بگذاريم .
جادهء كج ديگرى هم بين شيراز و بوشهر از طريق فيروزآباد هست كه مسافتش 210 تا 220 ميل است و از همين راه بود كه لشكر ايران در جنگ 1857 توپخانهء خود را به ميدان نبرد آورد و در همانجا رها كرد . اين جاده نيز شيب مهيبى دارد كه ناچار بايد عدهاى كلنگدار همراه باشند .
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص٢٧٩