نديدهام و مىگفتند به رنگ سفيد و ارغوانى است ، از اليافى كه دور غوزهء آن است بافتههاى ابريشمين فراهم مىساختهاند . از اين ماده حالا براى پر كردن بالش استفاده مىشود .
بعد از عبور از دهكده ، جاده از رودخانهاى مىگذرد كه آب سبزفامش داراى مادهء گوگردى است و روى حوضهاى آنجا كف قيرى شناور و بوى گوگرد در هوا متصاعد است و موجب ناراحتى شامه مىشود .
پدر روحانى اچ . مارتين در سال 1810 آنجا را يكى از قرحههاى طبيعت ناميده بود ، اما بىمزگى اين تشبيه ايشان را مىتوان ناشى از آن دانست كه وقتى اين نظر را اظهار مىكرد ، ترمومتر او هم درجهء گرما را 126 نشان مىداد . قدرى جلوتر در جلگه چالهاى از مواد قيرى هست كه از ديرزمانى پيش اهالى محل از آنجا مادهاى براى مرهم زخم پشت شتر و يا اندودن بدنهء قايق و الوار سقف مىبردهاند .
به احتمال اكتشاف نفت در آنجا به سال 1884 كمپانى هوتز بوشهر امتيازى از دولت ايران تحصيل كرد ، كاوش آنها بىنتيجه ماند . اما « شركت حقوق معدنى ايران » آن آزمايش را تجديد كرد و حفريات تا عمق هشتصد پا ادامه يافت كه هنوز به نتيجه نرسيده است و بعيد مىنمايد كه تا امتحانات كامل براى امكان نفتيابى ندهند دست از اين كار بردارند . در آنجا چند نهر از كوه جارى است كه بزرگترين آنها در مردابى كه چندان هم راكد نيست فرومىرود . در اينجا نخلستانى آبرومند هست كه مايهء حظ ديدگان ماست و براى اهالى نيز مايهء حياتى فراهم مىسازد .
برازجان
از اينجا جاده به سمت جنوب در اراضى پرنشيبوفراز مىگذرد كه فاصلهء بين ما و درياست . در اين ناحيه مقدارى از نقاط بالا و پائين پيش مىرويم و سرانجام به دهكدهء نخلستانى برازجان مىرسيم . ( مىگويند نام واقعى آن گرازدان است ) از مسافت دور انسان تصور مىكند كه آنجا از لحاظ نظامى شايد حائز اهميت است ، زيراكه از فاصلهء چند ميلى برج و باروهاى بلندى بهنظر مىرسد كه در جبههء خارجى ديوار فقط سوراخهائى ديده مىشود و بهراستى كه شكل استحكامات زمان